منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٤
مى ستاند واوست سبب ساز وسبب سوز. بنابر اين مى داند پيمان اينها، در صورتى مؤثر است كه اراده الهى پشتوانه آن باشد ودر حقيقت مؤثر واقعى خداست. از اين جهت مى فرمايد:(اَللّهُ عَلَى ما نَقُولُ وَكِيلٌ)وبايد كارها را به دست او سپرد، بنابراين كلمه وكيل در آيه به معناى موكول اليه است.
سفر مجدد به مصر
روزگارى گذشت، بار ديگر بايد فرزندان يعقوب در فكر تهيه آذوقه باشند ونقطه اى كه مى تواند براى آنان اميد بخش باشد، همان مصر است كه عزيز مهربانى بر آنجا حكومت مى كند.ازاين رو يازده برادر كه همگى از كمال وجمال بهره اى داشتند، عازم مصر شدند.
برادران با پدر خدا حافظى كردند وشايد به هنگام توديع، اشك شوق در چشمهاى پدر حلقه زد، بويژه آنگاه كه «بنيامين» را توديع مى نمود. سرانجام به آنها سفارش كرد وگفت:شما يازده برادر بااين قدهاى برافراشته وجمال وكمال ظاهرى ونور خاندان نبوت، از يك دروازه وارد نشويد، بلكه متفرق شويد وهرچند نفر از يك دروازه وارد شويد. مصر آن روز مانند ديگر شهرها، دروازه هاى متعددى داشت. شبها دروازه ها را مى بستند واز اين طريق، امنيت شهر را حفظ مى كردند وروزها در اوقات خاصى باز مى نمودند. ممكن است سؤال شود كه چرا يعقوب، چنين دستورى داد؟ از ا يه چيزى استفاده نمى شود، جز اينكه ممكن است ورود يازده برادر شبيه به هم در مأموران دروازه ايجاد سوء ظن كند وخيال كنند كه آنها براى هدف خاصى وارد اين شهر مى شوند و تا بيايند بى گناهى خود را ثابت كنند، طول مى كشد وچه بسا به كاروانى كه بايد همراه آن به فلسطين برگردند نرسند.احتمال دارد كه در اينجا مسئله چشم زخم هم مطرح باشد واصول علمى نيز تا حدّى آن را تأييد مى كند واز روايات نيز استفاده مى شود. چه بسا خودنماييها در برابر برخى از