منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٠
«فتيان» در آيه جمع فتى به معناى جوان است ولى آنان به بردگانى كه نزد مصريان كار مى كردند، به خاطر ابراز علاقه«فتى» مى گفتند.بضاعت به معناى كالاى تجارتى است وگويا برادران يوسف براى خريد گندم، كالاهاى تجارتى آورده بودند، ولى قراين نشان مى دهد كه بابت آن پول پرداخته بودند، به گواه اينكه توانستند در ميان بارها جاى دهند وعلّت بازگرداندن بهاى گندم به خودشان،گذشته از جلب محبت وآوردن برادر، اين بود كه شايد براى بار ديگر، پولى در نزد يعقوب وبرادران نباشد واين باعث توقف آنها در كنعان گردد. در اينجا سؤال مى شود كه چگونه يوسف در بيت المال چنين تصرف كرد، سرانجام بهاى گندم، مربوط به مردم مصر بوده چرا بدون حساب آن را به برادران بخشيد؟
در پاسخ مى توان گفت:يوسف كه در احياى اين كشور جان فشانى كرده، طبعاً در مقابل اين عمل، اين حق را دارد كه خانواده خويش را اداره كند وحداقل معيشت آنها را فراهم سازد، خواه بستگان او در مصر باشند، يا در خارج مصر.
احتمال ديگرى وجود دارد وآن اينكه شايد يكى از قوانين مصر اين بود كه از بى بضاعتان ومستضعفان، چيزى نخواهند. در اين صورت مرزهاى جغرافيايى براى يوسف مطرح نيست وبايد حكم را در باره همه مستضعفان اجرا كند.
كاروان وارد كنعان شد
برادران يوسف وارد كنعان شدند واز خوشحالى در پوست نمى گنجيدند، زيرا با آوردن ده بار شتر گندم، مى توانستند تامدّتى زندگى كنند واز گرسنگى نجات يابند. آنان به محضر يعقوب رسيدند وسرگذشت سفر را گفتند وياد آور شدند كه عزيز مصر، وعده بار شتر ديگرى را به ما داده مشروط بر اينكه اين بار، برادر خود «بنيامين» را ببريم، در غير اين صورت ما را محروم مى كند. پدرجان موافقت كن او را همراه ببريم; ما نگهبان او هستيم; چنانكه مى فرمايد:(فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبيهِمْ