منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٠
مملكت ايجاد مى كند. آنان اگر چه كافر ومشركند، ولى بالأخره انسانند. يوسف بايد به وظيفه انسانى خودعمل كند واز گنجينه وحى به راهنمايى آنان بپردازد، از اين رو پس از بيان واقعيت خواب، چنين گفت:
هفت سال اوّل همه زمينها را زير كشت مى بريد وپس از درو، آنها را بدون كوبيدن نگاه مى داريد وجز كمى از آن نمى خوريد، بلكه آنها را نگاه مى داريد، براى هفت سال خشكسالى كه قطره اى آب از آسمان به زمين فرود نمى آيد وبه تدريج اّّنها راكوبيده وبا جيره بندى خاصى در ميان مردم تقسيم مى كنيد وازاين طريق ملت خود رانجات مى دهيد.
در آن زمان علم كشاورزى به اين پايه نرسيده بود كه مردم براى ذخيره ما زاد گندم سيلو بسازند، ولى او از جهان غيب راه بسيار آسانى را آموخته بود وآن اينكه پس از درو كردن خوشه ها را به همان حالت نگاه دارند. در اين صورت گندمهادر يك سيلوى طبيعى سالم مى مانند، نه سبز مى شوند ونه فاسد. قرآن به اين بخش از تعبير او چنين اشاره مى كند:(قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فى سُنْبُلِهِ إِلاّ قَلِيلاً مِمَّا تَأْكُلُونَ). جمله (إلاّ قَلِيلاً) نشانه عنايت يوسف به تمام جوانب قضيه است كه بايد بخشى از اين ذخيره ها به عنوان ارتزاق عمومى مصرف شود. سپس مى فرمايد: (ثُمَّ يَأْتى مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّ قَليلاً مِمّا تُحْصِنُونَ).
جمله (يَأَكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ) از بلاغت بالايى برخوردار است. تو گويى اين سالهاى خشك بسان يك انسان گرسنه دهن باز كرده منتظر غذا هستندوآنچه را كه در سالهاى پرنعمت، كاشته وچيده بودند، بايد جلو اين هفت سال سخت بريزند تا آنها را بخورند ودر عين حال باز استثنا مى كند كه همه را نبايد در ميان گرسنه ها پخش كرد. بايد قسمتى براى بذر ذخيره كنند، زيرا پس از هفت سال سخت، سال فراخى ونعمت پيش مى آيد وكشاورزى امكان پذير مى شود وطبعاً دانه لازم دارند.