منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٧
شمار آنها نيز هفت بوده وبه ديگر سخن: وقتى گاوهاى فربه ولاغر وخوشه هاى سبز را هفت تا شمرده، طبع كلام ايجاب مى كند كه معطوف بر اينها نيز همينگونه باشد، ولى در عين حال نمى توان اين مسئله را به طور يقين به قرآن نسبت داد.
مطلب ديگر اينكه در بخش اوّل خواب، صريحاً مى گويد: گاوهاى لاغر بر گاوهاى فربه حمله برده، آنها را مى خورند; ولى در باره رابطه خوشه هاى سبز وخوشه هاى خشك چيزى بيان نكرده وفقط جمله اى مى گويد به اين مفهوم كه آنها را كنار هم ديدم، با اين حال مفسرين در اينجا اين جمله را مقدّر مى كنند كه خوشه هاى خشك نيز برخوشه هاى سبز پيچيده وآنها را پوشانيده اند.[١]
اين تقدير شاهدى در آيات ندارد; مگر آن كه به قرينه تقابل، چنين جمله اى را در تقدير بگيريم.يعنى همان طور كه گاوهاى لاغر گاوهاى فربه را خوردند، خوشه هاى خشك هم كه به منزله گاوهاى لاغرند بر خوشه هاى سبز غلبه كردند. ولى بايد توجه نمود كه هر خوشه خشك، بى دانه نيست تا به منزله گاو لاغر باشد.بلكه ممكن است خوشه خشك هم مانند خوشه سبز،پردانه باشد. در هر حال آيه از اين نظر خالى از اجمال نيست. مگر اينكه اجمال را با مراجعه به تورات رفع كرده وبگوييم:خوشه هاى خشك، پژمرده بوده واز اوّل به اين صورت روييده اند كه طبعاً بدون دانه خواهند بود.
دانشمندان از تعبير اين خواب ملك سرباز زده ودر پاسخ گفتند:«آنچه شما ديده ايد، خوابى پريشان است وما از اينگونه خوابها چيزى نمى فهميم».چنان كه مى فرمايد: (قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلام وَ ما نَحْنُ بِتَأْويلِ الأَحْلامِ بِعالِمِينَ).
[١] مجمع البيان، ج٣، ص٢٣٨. در تورات نيز چنين آمده است:اينك هفت خوشه پر ونيكو بر يك ساقه بر آمدند واينك هفت خوشه افسرده لاغر پژمرده شده به باد شرقى، بعد از آنها روييدند واين خوشه هاى لاغر آن هفت خوشه هاى نيكو را فرو بردند(سفر تكوين، فصل ٤٠، جمله هاى ٢٢ـ٢٥).