منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٥
٤٩ـ (ثُمَّ يَأْتى مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فيهِ يَعْصِرونَ). (يوسف/٤٣ـ ٤٩).
ترجمه آيات
٤٣ـ پادشاه گفت: من درخواب هفت گاو فربه را ديدم كه هفت گاو لاغر (بر آنها حمله كرده و) آنها را خوردند ونيز هفت خوشه سبز وخوشه هايى خشكيده را;اى بزرگان قوم من، اگر خواب را تعبير مى كنيد، نظر خود را در باره خواب من بگوييد.
٤٤ـ گفتند: آنچه در عالم رؤيا ديده اى از خوابهاى پريشان است وماتعبير خوابهاى پريشان را نمى دانيم.
٤٥ـ از آن دو نفر (همبند يوسف) آنكه نجات يافته بود، پس از مدتى يوسف را به خاطر آورده، گفت:من شما را از تعبير اين خواب آگاه مى سازم; مرا بفرستيد.
٤٦ـ (او وارد زندان شده، با يوسف ملاقات كرد وبه او گفت:) يوسف اى صدّيق (بسيار راستگو) برايمان در باره اين خواب كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مى خوردندوهفت خوشه سبز وخوشه هاى خشك، اظهار نظر كن تا بلكه من به سوى مردم برگردم وآنان را مطلّع كنم.
٤٧ـ يوسف گفت: هفت سال مرتّب زمينها را زير كشت مى بريد. پس آنچه را درو كرديد، آن را در خوشه اش بگذاريد وفقط كمى از آن بخوريد.
٤٨ـ پس از آن، هفت سال سخت قحطى وخشكى پيش مى آيد كه آنچه را قبلاً ذخيره كرديد مى خورند، جز اندكى كه براى بذر ذخيره مى كنيد.
٤٩ـ پس از آن،سالى مى آيد كه در آن سال باران فراوانى نصيب مردم مى شود ومردم در آن سال (ميوه ها ودانه هاى روغنى را)مى فشارند.