منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٨
وشايد كارهاى زندانيان با آوردن جيره غذا زمان بندى مى شد ودر هر حال يوسف با طرح اين مسئله كه قبل از آوردن غذا من شما را از تعبير خوابتان آگاه مى سازم، زمينه را براى تبليغ آماده ساخت.
يوسف آگاهى خود را از تعبير خواب از آنِ خود ندانست، بلكه آن را موهبتى الهى به شمار آورد كه بر اثر پيروى از آيين توحيد به او داده شده است; چنانكه مى فرمايد: (ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِى رَبِّى إِنَّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْم لا يُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ هُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ * وَ اتَّبَعْتُ مِلَةَ آبَائِى إبْرَاهِيمَ وَإِسْحقَ وَيَعْقُوبَ مَاكَانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللّهِ مِنْ شَيْء).
در اين آيه بر هر دو اصل ايمان به خدا وايمان به آخرت تكيه كرده واعتقاد به هر دو را كرامتى بر خاندان خود وبر مردم مى داند ومى گويد:(ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ).
در اينجا سؤالى ديگر مطرح است وآن اينكه يوسف مى گويد:(تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْم لا يُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَ هُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُون) ; اگر مقصود آيين عزيز وهمسر اوست، يوسف هيچ گاه به آن ايمان نياورد كه بعداً آن را ترك كند. به عبارت ديگر: لفظ «ترك» معمولاً در موردى به كار مى رود كه مدّتى انسان با آن متروك سرو كار داشته باشد، آنگاه آن را ترك كند، در حالى كه يوسف از روز نخست دست رد بر چنين آيينى زده بود; پس چگونه مى گويد آيين شرك را ترك گفتم؟
پاسخ اين است كه اين لفظ هميشه به اين مفهوم نيست، قرآن اين كلمه را در موارد مشابه يوسف نيز به كار برده است; آنجا كه مى فرمايد:(أَيَحْسَبُ الإنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً) (قيامت/٣٦): «آيا انسان مى پندارد كه بعد از مرگ، رها مى شود؟» در حالى كه انسان قبل از مرگ نيز رها نبود.
سرانجام ياد آور مى شويم كه يوسف، در زندان براى اوّلين بار بود كه از نياكان خود به نام ابراهيم واسحاق نام برد.