منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥
رفتار معصومانه يوسف وادب وبرخورد بزرگوارانه او با آن دو زندانى توجه هر دو را به او جلب كرد وفهميدند كه او يك انسان پاك ونيكوكار است ودر تعبير خواب، بسيار ماهر است، از اين رو هريك خوابى را كه ديده بودند به يوسف گفتند تا او تعبير كند.
يكى در خواب ديده بود كه انگور مى فشارد، تا از آن شراب درست شود وديگرى خواب ديده بود كه نان بر سر نهاده وآن را حمل مى كند ودرهمان حال مرغان از آن نان مى خورند. از او درخواست كردند كه هر دو را از واقعيت اين خوابها آگاه سازد; چنانكه مى فرمايد:(قَالَ أحَدُهُما إِنِّى أَرَانِى أَعْصِرُ خَمْراً وَقَالَ الآخَرُ إِنِّى أَرَانِى أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِى خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ).
شگفت اين جاست كه آنان بر نيكوكارى يوسف تكيه كردند واز او درخواست تعبير خواب نمودند، لذا مى فرمايد:(نَبِّئْنا بِتَأوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ) (ما را از تعبير آن خبر ده زيرا ما تو را از نيكو كاران مى دانيم)واين مى رساند كه تعبير خواب در نزد فراعنه، مخصوص انسانها ى نيكو كار بوده است. گاهى گفته مى شود كه خود يوسف به آنها گفته بود كه من در تعبير خواب دست دارم; ولى اين تفسيرها با ظاهر آيه مناسب نيست زيرا اگر چنين بود، بر ادعاى يوسف تكيه مى كردند، نه بر نيكوكارى او ومى گفتند:توگفتى كه من به تعبير خواب آشنا هستم، نه اينكه بگويند:ما را از تعبير خوابمان آگاه ساز كه تو از نيكوكارانى.
يوسف از زندان به عنوان يك آموزشگاه اخلاقى واعتقادى استفاده مى كند وتا آنجا كه امكان دارد، مايل است آيين توحيد را به ضميمه اعتقاد به سراى ديگر نشر