منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٩
چنانكه توبه آدم وايوب را از ترك اولى، نقل كرده است.
شگفت اين جاست كه نقل كنندگان اين احتمالات، در نسبت دادن گناه به انبيا كاملاً جرى وبى پروا هستند، در حالى كه اگر مسلمانى يك دهم اين گناهان را به يكى از صحابه پيامبر نسبت دهد، او را ملحد مى دانند، گويى صحابه پيامبر، از نظر عصمت وتقوا بسيار برتر از انبيا هستند.
چيزى كه اين مفسران را به چنين وجوه بى پايه اى هدايت كرده، اين است كه آنان جمله «وَ هَمَّ بِها» را مانند جمله پيشين «وَهَمَّتْ بِِهِ» مستقل دانسته اند. طبعاًمفادش اين است كه زليخا ويوسف هر دو هم آهنگ با هم تا مرز گناه رفتند، چيزى كه هست يوسف برهان ربّ را ديد ومنصرف شد، ولى براى زليخا چنين رؤيتى انجام نگرفت. مفاد آيه از نظر اين گروه اين است كه «وَهَمَّتْ بِهِ، وَهَمَّ بِها ـ لَوْلا أَنْ رأى بُرْهانَ رَبِّهِ لَفَعَلَ» وبه خاطر چنين تفسيرى ناچار شدند، اين وجوه را كه از احبار يهودى وراهبان مسيحى كه وارد احاديث مسلمين شده است، بپذيرند.در حالى كه ما درگذشته گفتيم:(لَوْلا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّه) قيد جمله دوّم «همّ بها» است واين كه زجاج مى گويد: «جواب لولا مقدم نمى شود» بر فرض صحّت، مشكلى توليد نمى كند، زيرا جواب لولا مقدّم نشده وهرگز «هَمَّ بِها» جواب لولا نيست، بلكه جواب لولا، محذوف است، به قرينه جمله پيشين ومفاد جمله، همانطور كه ياد آور شديم چنين است:«أُقسِمُ وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ أُقْسِمُ لَوْلا أنْ رَأى بُرهانَ رَبِّهِ لَهَمَّ بِها» مانند:«وَاللّهِ لأضْرِبَنَّهُ إنْ يَضْرِبُني» مسلماً جزاى «إنْ يَضْربني» محذوف است وجمله متقدم گواه بر آن است; تو گويى چنين مى گويد:«وَاللّهِ و...إنْ يَضْرِبُنى لأضْرِبَنَّهُ».
ظاهر آيه (كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ) هم اين است كه يوسف سراغ سوء وفحشاء نرفته بود، بلكه اين سوء وفحشاء بود كه سراغ او آمده بود وخدا اين دو بلا را از او برطرف كرد ومى فرمايد ما بدى وزشتى را از او برگردانيديم، نه اينكه ما يوسف را از توجه به آن دو باز داشتيم ودر آيه ديگر نيز اين نكته مشاهده مى شود كه