منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
شك وترديد نيز در دل او باقى نماند.
وبه ديگر سخن:همان طور كه حجتهاى عقلى، افق را در نظر انسان روشن مى سازد وبه انسان جزم وقاطعيت مى بخشد، همچنين رؤيت واقعيت عمل كه از لوازم نبوت، عصمت والطاف الهى است، به او روشنى بخشيده وقاطعيت مى دهد وبراى همين جهت،ريشه انديشه انجام آن را در مغز، مى سوزاند.
نظريات بى پايه در تفسير «برهان ربّه»
در اينجا برخى از مفسران براى «برهان ربّ» معانى ديگرى گفته اند كه هرگز با مقام نبوت وعصمت پيامبران سازگار نيست واحياناً، خامه از نوشتن آنها شرم دارد وغالباً احاديث اسرائيلى، الهامگر اين نوع توجيهات وتفسيرات شده است وبا عرض پوزش نمونه هايى را نقل مى كنيم:
١ـ پرنده اى بر شانه يوسف نشست وبه گوش او گفت:«مكن كه اگر انجام دهى از درجه پيامبرى تنزل خواهى كرد».
٢ـ يوسف، يعقوب را در حالى كه انگشت خود را به دندان گرفته است مشاهده كرد كه به او مى گويد:«آيا مرا نمى بينى؟».
٣ـ يوسف از درون خود صدايى شنيد كه: «نام تو در ديوان پيامبران است. مى خواهى كار سفيهان را انجام دهى؟».
٤ـ دستى را ديد كه از ديوار بيرون آمد وبر آن نوشته بود:(لاتَقْرَبُوا الزِّنا إِنَّهُ كَانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً). (اسراء /٣٢)
٥ـ سقف شكافت وصورت زيبايى را مشاهده كرد كه مى گويد:«اى پيامبر عصمت، اين كار را مكن كه تو معصومى!».
٦ـ سر به زير افكند ودر روى زمين ديد نوشته است:(مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ). (نساء/١٢٣)