منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٢
مى گيرد وهمسر عزيز خواست، از اين راه انتقام خود را از معشوق سركش باز ستاند.[١]
در اين لحظات، يوسف نيز خواست از خود دفاع كند وبه اصطلاح با او گلاويز شود، ولى ناگهان متوجه شد كه اين كار ممكن است به ضرر او تمام شود; زيرا گلاويزى بدون ضرب وجرح نخواهد بود.در اين صورت عاشق شكست خورده براى اخذ انتقام، مضروب ويا مجروح شدن خود را دستاويز قرار داده ومعشوق خود را متهم به عمل ناروا مى كند ومى گويد:«او مى خواست با من كارى زشت صورت دهد ومن دفاع كردم براى همين او مرا زد ومضروب ومجروح ساخت». به همين جهت يوسف از تصميم خود منصرف گرديد.
گاهى براى تأييد اين نظر گفته مى شود: جمله هاى «همّتْ بِهِ» و«هَمَّ بِها» را نمى توان به معناى اراده كام گيرى تفسير كرد;زيرا پيش از اين جمله، تمام مراحلى كه ممكن بود همسر عزيز براى جلب موافقت يوسف طى كند، ذكر شده; حتى اينكه صريحاً به او گفت:(هَيْتَ لَكَ) ; با اين تصريح ديگر نياز ندارد كه مسئله تصميم بر انجام عمل دو مرتبه تكرار شود.
ما در عين حال كه نظر دوم را رد نمى كنيم، ولى تأييد اخير را نيز نمى پذيريم. زيرا تأييد مزبور در صورتى موجه است كه تكرار موضوع بى فايده باشد، ولى اگر تكرار مطلب سابق، مقدمه براى بيان مطلب ديگر باشد، در اين صورت تكرار بى فايده نبوده، بلكه مستحسن وزيبا خواهد بود.
توضيح اين كه:آيه ما قبل:(وَرَاوَدَتْهُ الّتى)بيانگر كشمكش طرفين است واينكه ميل ودرخواست از يك طرف وردّ وامتناع از طرف ديگر به اوج خود رسيد; ولى هرگز دو مطلب مهمى كه آيه دوّم وسوّم بيانگر آن مى باشد، در آن بيان نشده است
[١] المنار، ج١٢، ص٢٧٨.