منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧
است.[١] اميرمؤمنان در توصيف فرشتگان چنين مى گويد: «فرشتگان برخى در حال سجودند وركوع ندارند، گروهى هميشه راكعند وراست نمى شوند، گروه ديگر صف كشيدگانى هستند كه هرگز در وضع خود دگرگونى نمى دهند وجمعى از آنان بدون خستگى تسبيح گويند وخواب به چشم آنان راه پيدا نمى كند[٢].»
محمد عبده اضافه مى كند كه:جمادات به خاطر فقدان علم، از دايره وجود خود تجاوز نمى كنند. نباتات هر چند فعاليتهاى گوناگونى دارند، امّا علم واراده (در صورت وجود علم واراده در گياه) در فعاليتهاى آنها مؤثر نيست. از اين رو نمى توان افعال نباتات را مظهر ونمايانگر عظمت فعل الهى دانست. حيوان هر چند داراى علم واراده است، ولى دايره فعاليت آن محدود است وشايسته نيست كه آن را مظهر جمال وكمال حق بدانيم.بنابر اين انسان شايسته مظهر جمال ونمايانگر كمال خداوند است، در حالى كه ضعيف[٣] وجاهل[٤] آفريده شده است وپيشروى او به سوى كمال، به كندى انجام مى گيرد; امّا آنگاه كه به حدّ كمال رسيد، تصرّفات او در آفرينش وقدرت نمايى او در جهان مايه شگفتى است. او در قلمرو هستى به تسخير حيوانات ونباتات پرداخته وتا آنجا كه مى تواند، كاينات را در خدمت خود قرار مى دهد، واستعداد وشايستگى وكيفيت تصرّف او آنچنان نامحدود است كه به مرور زمان، بر گسترش قدرت وعلم خود مى افزايد. در آن صورت چنين موجودى مى تواند نماينده خدا در روى زمين و بيانگر توانايى وعلم خداى خود باشد.[٥]
اين مواهب و اين شايستگى كه به انسان داده شده است و مى تواند عجايب
[١] المنار، ج١، ص٢٥٩ـ ٢٦٠.
[٢] «منهُم سجود لايركعون، وركوع لاينتصبون، وصافّون لايتزايلون، ومسبّحون لايسأمون، لايغشاهم نوم العيون.» (نهج البلاغه، خطبه ١)
[٣] (وَ خُلِقَ الإنْسانُ ضَعيفاً).(نساء/٢٨)
[٤] (وَاللّهُ أخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمّهاتِكُمْ لاتَعْلَمُونَ شَيئاً). (نحل/٧٨)
[٥] المنار: ج١، ص٢٥٩ـ ٢٦٠.