منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٨
وپيوسته در برابر يوسف با آرايشهاى گوناگون ولباسهاى جالب ظاهر شده باشد تا از اين طريق، عشق وعلاقه او را به خود جلب كند ويك نوع تجاذب در ميان آنها برقرار گردد; ولى بر عكس هرچه او خود را دلرباتر وفريبنده تر مى ساخت، اِباى يوسف تشديد مى شد.
دام شيطانى
سرانجام تصميم گرفت كه يوسف را در برابر عمل انجام شده قرار دهد ودر نقطه اى اظهار عشق كند كه براى او مفرّى نباشد.فرصت را مغتنم شمرد وخانه را خلوت ديد وشايد نوكرها وكلفتها را روانه جاى ديگر كرده بود و يوسف را به خلوتخانه اى هدايت كرد وبراى جلوگيرى از ورود افراد، در را محكم بست وخواست دامن پاك يوسف را با حيله وتزوير آلوده سازد و او را از پايدارى آشكار خود پايين آورد.
قرآن اين حقيقت را چنين بيان مى كند: (وَ رَاوَدَتْهُ الَّتِى هُوَ فى بَيْتِها عَنْ نَفْسِه).
در اين جمله كوتاه نكات برجسته اى است:
١ـ نامى از آن زن نمى برد.
٢ـ نمى گويد همسر عزيز كه اهانتى به خود عزيز باشد، بلكه مى گويد:زنى كه يوسف در خانه او بود، چنين تصميم گرفت.
٣ـ تصميم او را با جمله (وَ رَاوَدَتْهُ) بيان مى كند ودر لغت عرب، به درخواستهاى اصرار آميز آن هم با حيله وكيد «مراوده» مى گويند.
٤ـ كلمه (عَنْ نَفْسِه) كه از متعلّقات فعل است، اشاره به اين دارد كه يوسف در موضع ابا وپايدارى در برابر او بود واو خواست كه يوسف را از خود، به خويش متوجه سازد.