منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٥
گرگ به يوسف حمله برد وشما از او دفاع نكرديد؟)، پيشنهاد شد كه بگويند:ما به مسابقه پرداختيم ويوسف را نمى توانستيم همراه خود ببريم. او را در نقطه اى كه فرود آمده بوديم، ترك كرديم.پس از انجام مسابقات كه به محل نخست بازگشتيم، ناگهان چشم ما به پيراهن خونين او افتاد واز يوسف خبرى نبود. آنان اين مطلب را به پدر گفتند وافزودند ما اين سخن را به شما مى گوييم ولى مى دانيم كه شما به ما اعتماد نخواهيد كرد.چنانكه مى فرمايد:ـ (وَجَاءُو أَباهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ * قَالُوا يا أَبَانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأكَلَهُ الذِّئْبُ وَما أنْتَ بِمُؤْمِن لَنا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ).
مقصود از كلمه «عِشاءً» مى تواند آغاز شب، يا بين وقت نماز مغرب ووقت نماز عشاء، يا نيمه شب باشد; ولى در اينجا معناى اوّل مناسبتر به نظر مى رسد.همچنين « نَسْتَبِق» در آيه، از استباق گرفته شده وبه معناى پيشى گرفتن دو نفر از يكديگر نسبت به هدف خاص است. لفظ «مؤمن » كه با «لام» متعدّى شده وفرموده است:(بِمُؤْمِن لَنا) غالباً با لفظ «با» متعدى مى شود وشايد تفاوت آن دو اين باشد كه: اگر مقصود از ايمان، ايمان جدى باشد، با «باء» واگر صورى باشد با «لام» متعدى مى شود; چنانكه مى فرمايد:(يُؤمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ) (توبه/٦١) «به خدا ايمان دارد وبه گفتار مؤمنان نيز ايمان دارد». البته اين تفاوت در جايى است كه هر دو در يك جمله وارد شوند.
آنان براى جلب اعتماد پدر، پيراهن يوسف را با خون بره اى آلوده كرده و نزد پدر آوردند وقرآن آن را خون دروغين مى نامد، زيرا خون يوسف نبود، بلكه خون بره اى بود كه پس از كشتن او پيراهن يوسف را با آن خون آلوده ساخته بودند; چنانكه مى فرمايد:(وَ جاءُو عَلى قَمِيصِهِ بِدَم كَذِب) نشانه دروغين بودن خون، اين بود كه آنها پيراهن را سالم نزد پدر آوردند، واگر يوسف طعمه گرگ شده بود، بايد از پيراهن جز تكه پاره هايى باقى نمانده باشد.