منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٥
بى نيازى از تدبّر وانديشه وحتى معلّم وآموزگار نيست، بلكه مقصود آن است كه اين كتاب به صورت روشن نوشته شده ورمز ومعما نيست،از اين رو مى فرمايد: (الرتِلْكَ آيَاتُ الْكِتابِ المُبِينِ).
در آيه بعدى ياد آور مى شود كه ما قرآن را به زبان عربى فرو فرستاديم، تا در آن بينديشيد.البته قرآن،مخصوص عرب زبانان نيست، ولى مخاطب به اين قرآن، پيامبر عربى ونخستين مخاطبهاى او مردم عرب زبان بودند، از اين رو طبعاً بايد قرآن به زبان عربى فرود آيد; آنگاه امتهاى ديگر از طريق ترجمه، ازآن بهره بگيرند زيرا معنا ندارد كه قرآن به زبانى فرود آيد كه نه با زبان حامل آن موافقش باشد ونه با زبان امتى كه در مرحله نخست مخاطب او بودند.لذامى فرمايد:(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) وجمله اخير ( لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) علّت نزول قرآن به زبان عربى است ودر غير اين صورت،براى نخستين مخاطبها، مستقيماً مايه تفكر نبود.
قصه در لغت به داستان به هم پيوسته اى مى گويند كه انسان با شنيدن بخشهاى نخست آن، در جستجوى مرحله پايانى آن است.قرآن به طور مجموع «أحْسَنَ القَصَص» است، بهترين سرگذشتها را در بر دارد، ولى در اين ميان سرگذشت يوسف ـعليه السّلامـ مزيّت خاصى دارد.
سرگذشت يوسف در تورات مفصل آمده است ولى آيات قرآن حاكى است كه پيامبر از آن آگاه نبوده وآنچه در اينجا بازگو مى شود، از جانب وحى است وروشنتنرين گواه بر ناآگاهى پيامبر از تورات، اختلافى است كه در دو نقل به چشم مى خورد وما بعداً به هنگام مقابله نقل قرآنى با تورات، اين مسئله را به صورت چشمگيرى مورد بررسى قرار خواهيم داد.
رؤياى يوسف ـعليه السّلامـ
قرآن سرگذشت يوسف را با ذكر رؤياى او آغاز مى كند. او در عالم رؤيا