منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٤
ساحران بود وحضرت مسيح ـعليه السّلامـ را با طبابت وشفاى بيماران وحضرت محمدصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم را با كلام فصيح وبليغ،برانگيخت(ومعجزه هر كدام را مختلف قرار داد)؟» امام در پاسخ او چنين فرمود:«هنگامى كه خداوند موسى ـعليه السّلامـ را به رسالت برانگيخت، فن رايج در عصر او سحر بود; او از ناحيه خدا معجزاتى شبيه فن رايج آن عصر، آورد كه مقابله با آن در قدرت كسى نبود وبا معجزات خود همه سحرهاى آنها را باطل ساخت وحجت را برآنان تمام نمود.وقتى كه حضرت عيسيـعليه السّلامـ براى هدايت مردم از جانب خدا مبعوث گرديد، طبابت وپزشكى ـبر اثر رواج بيمار ى ـ رونق بسزايى داشت; او از ناحيه خداوند با معجزات مشابه زمان خود برانگيخته شد وكسى ر ا مقابله با آن ممكن نبود. وى با زنده كردن مردگان و شفا بخشيدن به نابينايان وبيماران مبتلا به «برص» حجت را بر مردم آن زمان تمام نمود. وقتى حضرت محمد صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم از ناحيه خدا مبعوث گرديد، «القاى خطب» و«انشاى كلام فصيح وبليغ» فن رايج عصر بود; او از ناحيه خدا براى آنان مواعظ وحِكَمى آورد كه مقابله با آن در امكان مردم نبود(وهمه اين مواعظ ونصايح را در قالب كلام فصيح وبليغ ريخت) وحجت را به وسيله برترى وعدم امكان معارضه بر آنان تمام نمود وقول آنان را باطل ساخت.»[١]
خدا در نخستين آيه سوره يوسف، پس از حروف مقطعه، به اين كتاب آسمانى با لفظ (تِلْكَ) كه ضمير اشاره به دور است اشاره مى كند ونكته آن اين است كه دورى از محضر يك نوع تعظيم وترفيع به شمار مى رود، چنانكه در زبان فارسى نيز به عنوان تعظيم مى گويند:آن پدرِ بزرگ، آن زمامدار عادل و ....
سپس «كتاب» را كتاب مبين مى خواند. هر گاه«مبين» به معناى «بيّن» باشد، مفاد آن اين است كه آيات قرآن، آيات آشكارى هستند واگر به معناى مبيّن باشد، مفاد آن اين است كه آشكار كننده حقايق مى باشد. البته آشكار بودن قرآن به معناى
[١] اصول كافى، ج١، كتاب العقل والجهل، روايت ٢٠.