منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
گواهى مى شود; ولى بار ديگر چون به خواسته وى تن نمى دهد، او را روانه زندان مى كند.مدتها در زندان به سر مى برد، تا باز اززندان آزاد وخزانه دار مَلِك مى شود .
بنابراين، از اين ديدگاه سوره يوسف تجليگاه ولايت الهى بر بنده خالصى است كه پيوسته تحت مراقبت او بوده است.
٢ـ علماى اخلاق، به اين سرگذشت، از ديده فن خود مى نگرند ودر آنجا وارستگى وعفت جوانى را مى بينند كه در مقابل صحنه هاى تحريك كننده اى كه كوه را از جاى مى كند، استوارتر از كوه ايستاده ودامن خود را آلوده نمى كند وآن كس را كه براى آلوده كردن اونقشه ريخته است، نصيحت مى كند.
٣ـ تاريخ نگاران، در اين داستان سرگذشت قدرتمندانى را مى بينند كه روزى بر ضد يوسف قيام كرده واو را به چاه مى افكنند وسپس مى فروشند، ولى سرانجام در مقابل عظمت او سجده كرده وتسليم او شده واز اوج قدرت به حضيض ذلّت كشيده مى شوند.
درحالى كه اين گروهها از اين سرگذشت نتايج مثبتى مى گيرند، افراد آلوده، از اين داستان نتايج منفى گرفته وچه بسا از آن فيلم عشقى به نام يوسف وزليخا مى سازند. يا اينكه شاعران زبردست، اين سرگذشت را در قالب داستان ريخته وآثار هنرى خود را به نام يوسف وزليخا به نمايش مى گذارند.
ولى آنچه مهم است اينكه اين سرگذشت در قرآن، به عنوان (أَحْسَنُ القَصَص) ناميده شده، در حالى كه همه قرآن نيز (أَحْسَنُ القَصَص) است; آن جا كه امير مؤمنان على ـعليه السّلامـ مى فرمايد:«إِنَّ أحْسَنَ القَصَصِ وَ أَبْلَغَ الْمَوْعِظَةِ وَأَنْفَعَ التَّذَكُّرِ كِتابُ اللّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ» [١] «به درستى كه بهترين داستانها،كاملترين پندها وسودمندترين ياد آوريها كتاب خداست كه يادش گرامى باد».
[١] نور الثقلين،ج٢، ص٤٠٩.