منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٩
نزد مهمانانم شرمنده مسازيد. اگر بناى التذاذ جنسى داريد، دختران پاكى دارم با آنها ازدواج كنيد،آيا در ميان شما يك انسان عاقل وخردمندى نيست؟اى كاش من قدرت داشتم، يا مقامى از من پشتيبانى مى كرد، ولى متأسفانه آنان با كمال وقاحت مى گفتند: دختر به درد ما نميخورد، ما خواهان چيز ديگرى هستيم; آيات اين بخش عبارتند از:
١ـ (قَالَ يَا قَوْمِ هؤلاءِ بَناتِى هُنَّ أطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللّهَ وَلاتُخْزُونِ فِى ضَيْفِى أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ).
«لوط گفت:اينها دختران من هستند،براى شما پاكيزه ترند.از مخالفت خدا بپرهيزيد و مرا در باره ميهمانانم شرمنده مسازيد در ميان شما مرد فهميده اى نيست.»
٢ـ (قَالَ لَوْ أَنَّ لِى بِكُمْ قُوَّةً آوِى إِلى رُكْن شَدِيد).
«اى كاش من داراى قدرتى بودم و يا پشتيبانى داشتم.»
٣ـ (إنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِى فَلا تَفْضَحُون).
«اينها ميهمانان من هستند و مرا پيش آنها شرمنده نسازيد.»
قوم لوط در پاسخ چنين نصيحتها ودرخواستها مى گفتتند:
٤ـ (لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِى بَناتِكَ مِنْ حَقّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ).
«تو مى دانى ما با دختران تو كارى نداريم و مى دانى كه چه مى خواهيم.»
گاهى به او اعتراض مى كردند كه چرا به آنان راه دادى ومى گفتند:
٥ـ(أَوَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ العَالَمِينَ).
از جمله (أَوَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ العَالَمِينَ) استفاده مى شود كه آنها لوط را از هر نوع ضيافت وپناه دادن به افراد منع كرده بودند واين بار كه او اين ميهمانان را پذيرفته بود، به وى اعتراض كردند وگفتند: مگر تو را از پذيرفتن ميهمان نهى نكرديم، اكنون سؤال مى شود: چرا او را از چنين كارى باز داشته بودند؟ شايد نكته آن اين باشد كه