منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٤
تفسير موضوعى آيات
تا اينجا با عمل زشت وضد فطرت قوم لوط ونقطه اساسى تبليغ لوط آشنا شديم. اكنون بايد واكنش قومش را دربرابر او بررسى كنيم. قوم لوط مانند اقوام ديگر پيامبران پيشين، واكنشى جز مخالفت وتهديد لوط واحياناً درخواست نزول عذاب، نداشتند و چنان در فساد وتباهى غوطه ور شده بودند كه جز خاندان اوكسى به ندايش لبيك نگفت ودر مجموع آياتى كه در سرگذشت لوط آمده،از فرد مؤمنى جز فرزندانش چيزى وارد نشده است ولذا قرآن در اين مورد مى گويد:(فَنَجَّيْناهُ وَأهْلَهُ أَجْمَعِينَ) واين حاكى از بى تفاوتى قوم او در برابر تبليغ وى مى باشد. و مانند اقوام پيشين تنها واكنشى كه نشان دادند، اين بود كه او را تهديد به اخراج از سرزمين خود كردند; چنانكه ميفرمايد:(وَما كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاّ أَنْ قَالُوا أخْرِجُوهُ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إنّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرونَ)(اعراف/٨٢):«پاسخ قوم او جز اين نبود كه به يكديگر گفتند: لوط وفرزندان او را از شهر بيرون كنيد.زيرا آنان مردمى طاهر وپاك مى باشند.»
نكته اى مهّم در جمله (إنّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرونَ)مى باشد; زيرا آنان فضيلت را عيب پيروان لوط مى شمردند و اينكه خاندان لوط از اين عمل شنيع دورى مى جويند، نوعى نقطه ضعف در نظر آنان بود، از اين رو مى گفتند: آنها را بيرون كنيد، چون گرد گناه نمى گردند، يعنى چنان به آن عمل شنيع خو گرفته بودند كه در نظر آنان زيبا بود.
گاهى فرو رفتگى در گناه به پايه اى مى رسد كه زشت در نظر انسان زيبا وزيبا به صورت زشت در مى آيد وقرآن در اين مورد چنين مى گويد:(وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمَالَهُمْ). (نمل/٢٤)
از آيه اخير استفاده مى شود كه لوط آنان را به عذاب الهى تهديد كرده بود وآنان مانند اقوام پيشين نسبت به وعيدهاى پيامبران بى اعتنايى نمودند وبه او گفتند: