منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
آنگاه ابراهيم از علم گسترده خدا سخن مى گويد واينك چيزى بر خدا در زمين وآسمان مخفى نيست (ولى اين مانع از آن نيست كه بشر موظف به دعا ودرخواست باشد) وسرانجام از نعمتهاى بزرك كه خدا به هنگام پيرى به او ارزانى داشته بود ياد مى كند واز خدا مى خواهد كه آنان وتمام ذريّه اش را از نمازگزاران قرار دهد.
و چنين به نيايش مى پردازد:(رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِى وَما نُعْلِنُ وَ ما يَخْفى عَلَى اللّهِ مِنْ شَيْء فِى الأرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ* الْحَمدُ للّهِ الَّذِى وَهَبَ لِى عَلَى الكِبَرِ إِسْمَاعيلَ وَإِسْحقَ إِنَّ رَبِّى لَسَمِيعُ الدُّعاءِ* رَبِّ اجْعَلْنِى مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِى رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ)(ابراهيم/٣٨ـ٤٠): «پروردگارا! تو مى دانى آنچه را كه ما پنهان مى كنيم ويا آشكار مى سازيم وبر خدا چيزى در زمين ونه در آسمان پنهان نمى ماند، ستايش خداى را كه در پيرى به من اسماعيل واسحاق را داد. پروردگار من دعاى بندگان را مستجاب مى سازد، پروردگارا مرا از برپا دارندگان نماز قرار ده وهمچنين از ذريّه من. پروردگارا! اين دعا را بپذير.»
در آخر براى خود و والدين خود كه وجود او مرهون رنجهاى آنان بوده است طلب مغفرت كرده، مى گويد:(رَبَّنَا اغْفِرْ لِى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الحِسَاب) (ابراهيم/٤١): «پروردگارا! مرا وپدر ومادرم ومؤمنان را روز برپايى حساب ببخشاى.»