منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٩
ديگر ذريه ابراهيم را با سه وصف توصيف مى كند:اعطاء كتاب، حكمت و«ملك عظيم» واين «ملك عظيم» هما ن امامتى است كه ابراهيم آن را براى ذريّه خود درخواست كرد; چنانكه مى فرمايد:(أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إبْرَاهِيمَ الكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً)(نساء/٥٤):«آيا به آنچه كه خدا بر مردم (امّت اسلامى كه در پيامبر تجلّى كرده بود) از كرمش اعطا نموده حسد مىورزند، ما به آل ابراهيم كتاب، حكمت وحكومت عظيمى داديم».
شكى نيست كه مقصود از «الناس» كه محسود يهود مى باشند، شخص پيامبر است وحسادت به كسانى كه از پيامبر پيروى مى كنند جنبه عرضى دارد. همچنين مقصود از آل ابراهيم كه خدا به آنان كتاب، حكمت وملك عظيم داد، گروهى از فرزندان ابراهيم است، چه از نسل اسحاق وچه از نسل اسماعيل باشند.
كتاب وحكمت رمز نبوّت ورسالت است وملك عظيم رمز امامت، قرآن در مقام محكوم كردن يهود كه نسبت به پيامبر صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم رشك مىورزيدند كه هم داراى كتاب وحكمت بود وهم حكومت جوانى را در شبه جزيره پى ريزى كرد، پاسخ مى گويد كه حسد شما بى جاست وما عين همين سه مطلب را به فرزندان ابراهيم نيز داده بوديم.
وقتى ما زندگانى فرزندان ابراهيم را در قرآن بررسى مى كنيم مى بينيم گروه انگشت شمارى از آنان داراى ملك وفرمانروايى بوده اند، در حالى كه افراد بسيارى از آنها به نبوت ورسالت رسيده بودند.
١ـ يوسف آنگاه كه به مقام فرمانروايى مصر رسيد با خدا چنين راز ونياز مى كرد:(ربِّ قَدْ آتَيْتَنِى مِنَ المُلْكِ وَ عَلَّمْتَنى مِنْ تَأْويلِ الأحَادِيثِ...)(يوسف/١٠١):«پروردگارا به من حكومت دادى وتأويل خواب آموختى» كه در حقيقت آموزش تأويل احاديث اشاره به بخش نبوت وى ودادن قدرت نشانه امامت وحكومت اوست.
٢ـ قرآن در باره داود چنين مى گويد:(وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا