منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٥
نشان دهد وچيزى در آفرينش او جز اخلاص در راه خدا ديده نشود واين كمال، جز از طريق تلاشها، كوششها، رنجها وبلاها به دست نمى آيد، تو گويى اين رنجها كوره آتش است كه ناخالصيها را از وجود انسان دور مى سازد واو را سرانجام به صورت طلاى ناب در مى آورد.
٢ـ مقصود از «اماماً» چيست؟
اين آيه از دوران خاصى، از حيات ابراهيم سخن مى گويد كه او در آن زمان به مقام نبوت ورسالت رسيده وداراى ذريّه وفرزند شده بود. قطعاً اين منزلت كه خدا آن را به وى به خاطر موفقيت در امتحان، اعطا مى كند; مقام ومنزلتى غير از نبوت ورسالت خواهد بود. كسانى [١] كه اين منزلت را به يكى از اين دو مقام تفسير كرده اند، از تاريخ زندگى ابراهيم ناآگاهند; زيرا دلايل روشن قرآنى، گواهى مى دهد كه او به هنگام نويد به مقام امامت، پيامبر بود. اين دلايل به شرح زير است:
١ـ از اينكه به وسيله اين آيه طرف وحى واقع مى شود، بايد گفت كه او پيامبر بوده است.
٢ـ ابراهيم در اينجا از ذريّه خود سخن مى گويد واز خدا مى خواهد كه اين منزلت را در اعقاب او نيز قرار دهد. درخواست او براى اعقاب، در صورتى صحيح است كه داراى فرزندى باشد. او پيش از آنكه داراى ذريه باشد پيامبر بود زيرا صريح آيه قرآن اشارت دارد كه او در دوران پيرى كه ساليانى از نبوت ورسالت او گذشته بود، به مشيّت الهى صاحب فرزند شد، چنانكه مى فرمايد:(اَلْحَمْدُ للّهِ الَّذِى وَهَبَ لِى عَلَى الكِبَرِ إسْمَاعِيلَ وَإسْحقَ إِنَّ رَبِّى لسَمِيعُ الدُّعَاءِ)(ابراهيم/٣٩): «ستايش خداى را كه در دوران پيرى به من دو فرزند به نامهاى اسماعيل واسحاق عطا فرمود; او اجابت كننده دعاى بندگان است».
[١] مفاتيح الغيب، ج١، ص٤٠٩، المنار، ج١،ص ٤٥٥.