منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٨
داستان ذبح اسماعيل مى گويد:(فَبَشَّرناهُ بِغُلام حَليم) سپس جريان مأموريّت ابراهيم را به ذبح اين غلام حليم ياد آور مى شودودر آخر داستان آنگاه كه ابراهيم با سرافرازى ازاين امتحان بيرون مى آيد، به او بشارت مى دهد كه خدا به تو فرزندى به نام اسحاق كه از پيامبران است خواهد داد; چنانكه مى گويد:(وَبَشّرناهُ بِإسحقَ نَبيّاً مِنَ الصَّالِحينَ) در اين صورت آن غلام حليمى كه به قربانگاه منى برده شد، طبعاً غير از اسحاق است كه پس از اين جريان به تولّد او بشارت داده شده وچون قرآن از ابراهيم بيش از دو فرزند نام نمى برد، طبعاً آن فرزند ذبيح، اسماعيل خواهد بود.
از پيامبر گرامى نقل شده كه مى فرمود:«أنَا ابنُ الذَّبيحين»: «من فرزند دوذبيح هستم» كه يكى اسماعيل وديگرى عبداللّه پدر گرامى پيامبر است وعبداللّهنيزسرگذشت مشابهى با اسماعيل داشت كه مشروح آن را در فروغ ابديّت مى خوانيد.[١]