منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٥
او باشد) به او گفت: فرزندم!من در خواب ديدم كه تو را در راه خدا قربانى مى كنم، بنگر تا چه مى انديشى؟ گفت: پدر جان! به آنچه مأمور شده اى عمل كن، مرا به خواست خدا به زودى از صابران مى يابى. آنگاه كه پدر وپسر آماده شدند وابراهيم جبين اسماعيل را بر خاك نهاد، ندا آمداى ابراهيم! به آنچه در خواب مأمور بودى عمل كردى، مانيز اين چنين نيكو كاران را پاداش مى دهيم. اين امتحان بزرگ وآشكارى است وذبح بزرگى را فداى او كرديم ونام نيك براى او در امّتهاى بعدى باقى نهاديم».
در آيه نخست اين نوجوان با صفت «حليم» توصيف شده است وعلّت آوردن اين صفت در ميان اوصاف ديگر آمادگى او براى قربانى شدن در راه خدا بود، چنانكه مى فرمايد:(فَبَشّرناهُ بِغُلام حَليم).
ابراهيم هنگامى مأمور به قربانى كردن اسماعيل شد كه او نوجوانى بود و مى توانست مانند پدر كار كند وآمادگى براى قربانى نمودن چنين فرزندى، دليل بر اخلاص اوست; چنانكه مى فرمايد:(فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ).
از آيات ياد شده استفاده مى شود كه خواب پيامبران همگى جنبه الهى و واقعى دارد ودر حقيقت خواب آنان جزئى از نبوّت آنهاست واو در خواب، ذبح اسماعيل را ديد وفهميد مأمور است كه به آن تحقّق بخشد; چنانكه مى گويد: (يابُنَيَّ إِنِّى أَرَى فِى المَنامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ ) وكلمه «ارى» حاكى از اين است كه بيش از يك بار ذبح او را در خواب ديده بود وگرنه مى گفت:«إنّى رأيت».
آنگاه خواب خود را با فرزندش در ميان نهاد واز او خواست، تا اظهار نظر كند، او نيز آمادگى خود را مثل پدر اعلام داشت; چنانكه مى گويد:(...أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذَا تَرى قَالَ يا أبَتِ افْعَلْ ما تُؤمَرُ سَتَجِدُنى إنْ شَاءَ اللّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ).
ابراهيم صورت فرزند خود را بر خاك نهاد، تا بتواند مراسم ذبح را انجام دهد وقرآن اين حقيقت را با اين جمله بيان مى كند:(وَتَلَّهُ للجَبِين)ومقصود از جبين در