منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٢
يعنى كسى كه مرا آفريد، سپس هدايت كرد. آن كس كه مرا از طعام وآب بهره مند مى سازد وآنگاه كه بيمار شوم شفا مى بخشد وآن كس كه مرا مى ميراند وسپس زنده مى كند، وآن كس كه به بخشش خطاهايم در روز جزا اميدوارم».(شعراء٧٥ـ٨٢)
همين طور كه ملاحظه مى كنيد علت پرستش را دو چيز معرفى مى كند:
١ـ آفريدگارى:(وَالَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ).
٢ـ كردگارى:(وَالَّذِى هُوَ يُطْعِمُنى).
معبودهاى دروغين آنان فاقد هر دو كمال بودند.
سرانجام ابراهيم پرده از راز بت پرستى آنان بر مى دارد و اشاره مى كند كه: انتخاب اين بتها براى پرستش،از اين جهت است كه مايه دوستى ومحبت در زندگى آنان باشد.گويى گروهى به خاطر اينكه از كاروان زندگى عقب نمانند ودر اجتماع طرد نشوند، به بت پرستان مى پيوستند واز آنان پيروى مى كردند، تا از اين طريق از بهره هاى اجتماعى برخوردار شوند. در حقيقت سران آنان بت پرست بودند وگروه ديگرى كه، منافع خود را در پيروى آنان مى ديدند، به ناچار دست به ريسمان بت پرستى زده وبه جاى خدا، بتها را مى پرستيدند.
از اين گفتار يك اصل كلّى به دست مى آيد وآن اينكه در اجتماعات بزرگ چه بسا ايدئولوژى واحدى بر همه حكومت مى كند وانسان تصوّر مى نمايد كه همه در پوشش آن فكر وانديشه قرار دارند، در حالى كه در باطن چنين نيست، بلكه حفظ منافع وادار مى كند كه به اين فكر بپيوندندـ هر چند در باطن، فرسنگها با آنان فاصله دارند ـ مثلاً ايده كمونيسم، فكرى بوده كه سرانش به آن معتقد بودند، ولى ميليونها نفر در اين مكتب وارد شدند نه بر پايه اعتقاد، بلكه به خاطر حفظ منافع اجتماعى خويش. وچه زيبا مى گويد ابراهيمـعليه السّلامـ:(وَ قَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْثَاناً مَوَدّةَ بَيْنِكُمْ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ القِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْض وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعضاً وَ مَأْوَيكُمُ النَّارُ وَما لَكُمْ مِنْ ناصِرينَ)(عنكبوت/٢٥): «ابراهيم گفت:شما غير از