منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٩
دهنده اى نداريد.
٢٣ـ آنگاه كه ابراهيم به پدر وقوم خود گفت:از همه معبودهاى شما بيزارم مگر آن كس كه مرا آفريد. او مرا هدايت مى كند.
منطق ابراهيم در نكوهش بت پرستى
ابراهيم براى هدايت قوم خويش، از براهين دلنشين فطرى كمك گرفت وبر دو مطلب تكيه نمود هر چند هر دو به يك معنا وبه يك چيز باز مى گردند وآن اينكه ملاك ربوبيت در معبودها نيست:
١ـ معبودهاى شما موجودهاى كور وكرى هستند وتوانايى دفع ضرر ويا رساندن سود به شما را ندارند چنانكه مى فرمايد: (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إبْرَاهِيمَ * إذْ قَالَ لأبيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ * قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ * قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ * أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ): «براى مردم سرگذشت ابراهيم را بازگو كن. آنگاه كه به پدر وخويشان خود گفت: چه چيز را مى پرستيد؟ گفتند: بتها را مى پرستيم، ودر عبادت آنان پايداريم. در پاسخ گفت آيا: آنگاه كه آنها را مى خوانيد، سخن شما را مى شنوند؟ آيا مى توانند به شما سود وزيانى برسانند؟» (شعراء/٦٩ـ٧٢)
چه برهانى روشنتر از اين. پروردگار انسان كسى است كه نياز انسان را برطرف كند وتوانايى برسود وزيان او داشته باشد.موجود فاقد اين ويژگى كوچكترين شايستگى براى خضوع انسان بزرگ را در برابر او ندارد.
شايد سؤال ابراهيم در آغاز سخن از معبود آنان(ماتعبدون) به خاطر تحقير خدايان آنها بوده است، چنانكه قبلاً ياد آور شديم.
٢ـ پروردگار كسى است كه سرنوشت انسان را در اختيار دارد. به او روزى مى دهد، تا به حيات خود ادامه دهد واگر قطع كند چراغ زندگى انسان خاموش