منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
امكانى به حكم فقدان هر نوع كمال، وجود وابسته به آفريدگار بوده وهيچ گاه از اين وابستگى بيرون نمى آيند ودرك اين وابستگى از طريق برهان، ملكوت آسمانها وزمين است كه ابراهيم آن را با ديده عقل مشاهده كرد. به قول عارف شبسترى:
سيه رويى ز ممكن در دو عالم *** جـدا هـرگـز نشـد واللّه أعلـم
١٠ـ قرآن غايت اين ارائه ملكوت را يقين داشتن ابراهيم معرفى كرده، مى فرمايد:(وَ لِيَكُونَ مِنَ المُوقِنينَ) البته اين وصف ويژه ابراهيم نيست، بيشتر يا همه پيامبران داراى اين مقام بوده اند، چنانكه مى فرمايد:(وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أئمَّةً يَهْدُونَ بِأمْرِنا لَمّا صَبَروُا وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ) (سجده/٢٤) «از آن پيامبران پيشوايانى برگزيديم كه به فرمان ما راهنمايى مى كنند، آنگاه كه مقاومت كرده وبه آيات ما يقين داشتند».
وشكى نيست كه يقين داراى مراتب است. مقصود از اين يقين آن مرتبه والاى علم است كه شك به آن راه ندارد ونظير آن در مسئله درخواست كيفيت احياى مردگان خواهد آمد.
١١ـ ابراهيم پس از بررسى وتحصيل يقين مطلوب، به وحدانيت مربوب تصريح كرد واز معبودان مشركان دورى جست واين كار برآنان گران آمد و باب مجادله را با او گشودند، وى در پاسخ چنين گفت: (أتُحَاجُّونِّى فِى اللّهِ وَ قَدْ هَدَانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إلاّ أَنْ يَشاءَ رَبِّى شَيْئاً وَسِعَ رَبّى كُلَّ شَيْء عِلْماً أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ) (انعام/٨٠) «چرا با من در باره خدا به مجادله بر مى خيزيد، در حالى كه او مرا هدايت كرده ومن از معبودهاى شما نمى ترسم. مگر اينكه پروردگارم براى من چيزى را بخواهد.علم پروردگار من بر همه چيز گسترش دارد چرا متذكر نمى شويد؟»
در آيه ديگرى مى گويد: (وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أنَّكُمْْ أَشْرَكْتُمْ بِاللّهِ ما لَمْ يُنَزِّل بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَريقَيْنِ أحَقُّ بِالأمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)