منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٩
برخى ديگر پرداخته ودر باره خورشيد مى گويد:(هذا أكْبَر) يعنى اگر بنا باشد كه يكى از اين سه موجود ربّ ومدبّر ما باشد، خورشيد بزرگتر وفروزانتر وشايسته تر است. به كارگيرى اين نكته به خاطر اين است كه از نخستين لحظات، خود را در صفّ مقابل قرار ندهد تا زمينه هدايت مشركان بيشتر فراهم گردد.
عين همين روش را در منطق قرآن نيز مى يابيم آنجا كه خداوند، به پيامبر تعليم مى كند كه چنين بگويد:(إنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدَىً أَوْ فِى ضَلال مُبين)(سبأ/٢٤) «يكى از ما وشما برهدايت ويا در گمراهى است».
٦ ـ ابراهيم در آغاز احتجاج جمله (لا أُحِبُّ الآفِلِينَ) به كار برده، در حالى كه در مراحل بعد، از كلمه«حب» صرف نظر كرده وبه جمله (فَلَمّا أفَلَ) يا (فَلَمّا أفَلَتْ) اكتفا كرده است. اكنون سؤال مى شود كه اگر مبدأ برهان، غروب اين اجرام آسمانى باشد، چرا ابراهيم در شقّ اوّل برهان، روى دوست نداشتن خود نسبت به موجودى كه افول وغروب دارد تكيه مى كند؟
شايد نكته آن اين باشد كه ميان ربّ ومربوب يك نوع رابطه تكوينى است، خصوصاً مربوبى كه شاعر ودانا باشد وبداند كه رشته حيات وسرنوشت او در دست ربّ است، در اين صورت مسلّماً در خود يك نوع احساس حبّ وعلاقه مى كند.
هرگاه انسان از طريق فطرت سليم، نسبت به موجودى احساس حبّ نكرد، مى تواند گواه براين باشد كه او ربّ ومدبّر حيات او نيست; زيرا اگر ربّ او بود، جهت نداشت كه در برابر فيض گسترده وى احساس مهر نكند. بنابراين مبدأ برهان همان افول وغروب است واحساس بى مهرى، نيز مى تواند مؤيّد آن باشد كه آن شيئ ربّ وكارگردان انسان نيست.
٧ـ گاهى گفته مى شود كه لحن آيات وارد در مورد ابراهيم وسخن گفتن او با آزر، و بستگان خويش وپرستش كنندگان اجرام سماوى، لحن انسانى است كه براى