منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٨
گفت: (قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبّى إِنَّهُ كَانَ بِى حَفِيّاً * وَ أعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِوَ أَدْعُوا رَبّى عَسى أَلاّ أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبّى شَقِيّاً) (مريم/٤٧ـ ٤٨): «ابراهيم گفت: سلام ودرود بر تو، من از پروردگارم براى تو طلب آمرزش مى كنم. او نسبت به من مهربان است. ولى در عين حال از شما واز آنچه كه جز خدا مى خوانيد، دورى مى جويم وخدايم را مى خوانم. اميد است كه با پرستش ودعوت پروردگارم بدبخت نباشم».
نويد ابراهيم به آزر
در اين جمله ها ادبِ ابراهيم در مقابل آزر بت پرست تجلّى مى كند ودر عين حالى كه از هدايت او مأيوس نيست، به او نويد مى دهد كه از درگاه خدا براى او طلب آمرزش خواهد كرد وباز براى اظهار ادب در برابر پدر نمى گويد من سعادتمندم وتو بدبخت هستى، بلكه ميگويد:شايد من از طريق پرستش خدا شقّى وبدبخت نباشم.
ابراهيم از آن نظر به آزر وعده طلب مغفرت داد كه هنوز قطع اميد از ايمان آوردن او نكرده بود. ولى آنگاه كه از او مأيوس شد، از وى دورى جست وطلب مغفرت نكرد، چنانكه ميفرمايد:(وَ ما كَانَ اسْتِغْفَارُ إبْرَاهِيمَ لأبِيهِ إِلاّ عَنْ مَوعِدَة وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أنَّهُ عَدُوٌّ للّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ) (توبه/١١٤): علّت طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش به خاطر نويدى بود كه به وى داده بود، اما وقتى روشن شد كه او دشمن خداست(وعناد ولجاج دارد) از او دورى جست. ابراهيم به حق فرد مهربان وبردبار است».
در آيه ديگر نيز ياد آور مى شود كه ابراهيم به پدر خود گفت: (لأسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللّهِ مِنْ شَيء )(ممتحنه/٤): «براى تو طلب آمرزش مى كنم، ولى سرنوشت تو در اختيار من نيست(خداوند كسانى را مى آمرزد كه به سوى او توجّه