منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٦
ترجمه آيات
١ـ آنگاه كه ابراهيم به پدرش آزر گفت: آيا بتهايى را براى خود پروردگار اتخاذ مى كنيد؟ من، تو وقومت را در گمراهى آشكار مى بينم.
٢ـ به ياد آر آنگاه كه ابراهيم به آزر گفت: چرا چيزى را مى پرستى كه نمى بيند ونمى شنود واز تو رفع نياز نمى كند؟ پدرجان! دانشى به من داده شده كه تو از آن بى بهره اى . از من پيروى كن تا تو را به راه راست، هدايت كنم.
٣ـاى پدر! شيطان را پرستش نكن. شيطان براى خدا فردى نافرمان است.
٤ـ پدرجان! من ازآن مى ترسم كه عذابى از جانب خدا به تو برسد وتو همنشين شيطان باشى.
٥ـ آزر گفت:(ابراهيم) مرا از خدايانم باز مى دارى؟ اگر از دعوت خود دست برندارى، تو را سنگسار مى كنم.تو اى ابراهيم، مدّتى از من دور شو.
٦ـ ابراهيم گفت:سلام ودرود بر تو، من از پروردگارم براى تو طلب آمرزش مى كنم. او نسبت به من مهربان است.ولى در عين حال از شما وآنچه را كه جز خدا مى خوانيد، دورى ميجويم وخدايم را مى خوانم. اميد است كه با پرستش ودعوت پروردگارم بدبخت نباشم.
٧ـ علّت طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش، به خاطر نويدى بود كه به وى داده بود، امّا وقتى روشن شد كه او دشمن خداست(وعناد ولجاج دارد) از او دورى جست. ابراهيم به حق فردى مهربان وبردبار است.
٨ـ مگر گفتار ابراهيم به پدرش كه: «براى تو طلب آمرزش مى كنم، ولى سرنوشت تو در اختيار من نيست»، خداوند كسانى را مى آمرزد كه به سوى او توجّه نمايند، نه اينكه به كلى از او روى گردان شوند).
قهرمان توحيد در سرزمين بابل ديده به جهان گشود. در حالى كه سراسر آنجا