منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٣
مفادّ آيه در صورتى به طور روشن تفسير مى شود كه بدانيم، محور بحث از آيه ٨٣تا ٨٧ دراين سوره، ابراهيم است. طبعاً اين گزينش وهدايت، به طريق اولى ابراهيم را شامل مى باشد.
١٨ـ در عصر رسول خدا صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم هر يك از گروه يهود ونصارا، ابراهيم را از آن خود مى دانستند. قرآن در ردّ اين پندار ياد آور مى شود كه: «ابراهيم نه يهودى بود ونه نصرانى. او انسانى يكتا پرست ومسلمان بود و مى افزايد كه: شايسته ترين افراد به ابراهيم كسانى هستند كه در طول اين مدّت از زمان وى، از او پيروى كردند وهمچنين شايستهترين فرد نسبت به او، پيامبر اسلام وافراد با ايمان هستند كه در هدف وراه او گام برمى دارند». در اين صورت يهود ونصارا نبايد او را از خود بدانند، زيرا ارتباط فكرى وروحى با او ندارند. او موحّد بود واين گروه راه شرك را مى پيمايند: (ما كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيّاً وَ لانَصْرَانِيّاً وَ لكِنْ كَانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * إنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبيُّ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اللّهُ وَلِيُّ المُؤمِنينَ) (آل عمران/٦٧ـ ٦٨)
اين آيات كه ما به صورت گذرا به آنها نظر افكنديم، مى تواند بيانگر مقام شامخ اين پيامبر بزرگ الهى باشد كه قافله پويندگان راه توحيد پس از نوح، به او منتهى مى گردند واز او الهام ميگيرند.