منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤
وزبون; گستاخى آنان مربوط به پس از عمل وكشتن ناقه وندامت وپشيمانى آنان مربوط به رؤيت آثار عذاب بوده است. روايت نيز از ظهور نشانه هاى عذاب به تدريج گزارش مى دهد.[١]
كيفيت نابودى آنان به عوامل مختلفى نسبت داده شده است:
١ـ «رجفه» (لرزش شديد):(فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فى دارِهِمْ جاثِمينَ) (اعراف/٧٨): «لرزش شديد آنان را فرا گرفت ودر خانه هاى خود هلاك شدند».
٢ـ «صيحه» (صداى مهيب):(فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحينَ)(حجر/٨٣) «بامدادان صداى مهيبى آنان را فرا گرفت».
وباز مى فرمايد:(إنّا أرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً) (قمر/٣١) «ما يك صداى مهيبى بر آنان مسلّط كرديم».
٣ـ «صاعقه»:(فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ العَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ)(فصلت/١٧) «به خاطر اعمال ناروايشان آنان را صاعقه كه عذاب خوار كننده است، فرا گرفت».
وباز مى فرمايد:(فَأخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرونَ* فَمَا استَطاعُوا مِنْ قِيام وَ ما كانُوا مُنْتَصرينَ)(ذاريات/٤٣ـ ٤٥): «صاعقه آنان را در حالى كه بيدار بودند ومى نگريستند، فرا گرفت وآنان نمى توانستند از جاى برخيزند ونه از جايى يارى مى شدند».
در ميان اين آيات اختلافى وجود ندارد; زيرا اگر عذاب آنان به واسطه صاعقه آسمانى باشد، هم صداى مهيبى ايجاد مى كندوهم در آن لرزش شديدى به وجود مى آورد. در حقيقت هر يك از اين تعبيرها ناظر به بُعدى از عذاب الهى بوده كه آنان را نابود كرد.
[١] راوندى، قصص الأنبياء، ص١٩٨; طبرسى، مجمع البيان، ج٢، ص٤٤٣.