منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
١٤١) وباز مى فرمايد:(كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ)[١] (قمر/٢٣) وباز در اين مورد در آينده سخن خواهيم گفت.
مفسّران، اين قوم را از اقوام عرب دانسته وبه اصطلاح «عرب بائده» مى نامند، يعنى:«نابود شده» .در مقابل عربى كه پس از ابراهيم، نشو ونما كرده وبه دو گروه «فحطانى» و«عدنانى» تقسيم شدهاند. يمنى ها را قحطانى وحجازى ها را عدنانى مى نامند.
از اينكه آنان را جانشينانى در زمين، پس از قوم عاد قلمداد مى كند، طبعاً بايد منطقه «حجر» در سرزمينهاى عرب باشد، مى فرمايد:(إذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عاد). با اين بيان مى توان حدس زد كه سرزمين آنان، نزديك سرزمين عاد بوده كه از وضع آنان كم وبيش آگاه بوده اند. از اين رو صالح آنان را از گرفتارى به چنين سرنوشت شومى بيم مى دهد، سرزمين قوم هود «احقاف» بوده [٢] واحقاف نيز سرزمينى عربى واقع در شمال «حضر موت» وشرق «عمان» است ; طبعاً بايد سرزمين ثموديان نيز مجاور اين مناطق باشد. بويژه قرآن ياد آور مى شود كه سرزمين آنان براى مردم عصر رسالت، مشهود ومعروف است وشايد در سفرهاى خود به شام وحجاز از كنار آن عبور كرده واگر افراد آگاهى بودند، از آن عبرت مى گرفتند، چنانكه مى فرمايد:(فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إنَّ فى ذلِكَ لآيَةً لِقَوْم يَعْلَمُونَ). (نمل/٥٢) «اين خانه هاى فرو پاشيده آنهاست كه به خاطر ستمگرى، به اين حالت در آمده است ودر اين سرگذشت براى دانايان نشانه است.»
وسيله زندگى آنان كشاورزى وباغدارى بود وآيه مى رساند كه در آن سرزمين، باغها وكشتزارها ونخلستانهايى وجود داشته است. چنانكه مى فرمايد:(أَتُتْرَكُونَ فى ما هيهُنا آمِنينَ * فى جَنَّات وَ عُيُون * وَ زُرُوع وَنَخْل طَلْعُها هَضيمٌ). (شعراء/١٤٦ـ
[١] نذر جمع نذير به معناى بيم دهنده است، نه جمع انذار به معناى بيم دادن .
[٢] احقاف/٢١ (وَ اذْكُرْ أخا عاد إذْ أنْذَرَ قَوْمَهُ بِالأحْقافِ).