منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩
٦
نكته ها وعبرتها
١ـ كيفيت دعوت هود، درس بزرگى است براى مصلحان كه چگونه بايد در برابر جاهلان خونسرد،متين وپا برجا باشند.
٢ـ هود در دعوت خود، به تحريك عواطف مى پرداخت وبا به رخ كشيدن نعمتهاى الهى، وجدان آنان را بيدار مى كرد وبر نفس طغيانگر آنان مى شورانيد ونيز از روابط غيبى موجود، ميان استغفار ونزول نعمت سخن مى گفت وبه گويندگان تفهيم مى كرد كه هرگز نبايد همه مسائل غيبى را در قالبهاى مادّى ريخت وجهان فوق مادّه را در حدّ حسّ وتجربه تنزل داد.
٣ـ هود به هنگام سخن گفتن، در حالى كه از نرمش وانعطاف برخوردار بود، امّا بسان همه پيامبران، قاطعيت را از دست نمى داد،«تذبذب» ودو پهلو سخن گفتن، به منطق او راه نداشت وبا نداى بلند مى گفت:(إِنّى أُشْهِدُ اللّهَ واشْهَدُوا أنِّى بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ):«خدا را گواه مى گيرم وشما نيز شاهد باشيد كه من از شرك شما برى هستم.»
اين قاطعيت را در منطق همه پيامبران ودر منطق پيامبر اسلام نيز مشاهده مى كنيم. قرآن به او تعليم مى دهد كه بگويد:(قُلْ يا أيُّهَا الْكافِرونَ لا أعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ). (كافرون/١)
٤ـ يكى از علل روى گردانى قوم هود، از دعوتهاى او فزونى نعمت بود كه در گروهى استكبار آفرين است. ثروت در حالى كه يكى از نعمتهاى الهى است، اگر در دست انسانهاى فاقد ايمان باشد، غرور آفرين مى گردد. چنانكه مى فرمايد:
(وَ قَالَ المَلأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كذَّبُوا بِلِقَاءِ الآخِرَةِ وَ أَتْرَفْنَاهُمْ فِى الحَياةِ الدُّنْيا). (مؤمنون/٣٣) «اشراف قوم او كه كفر ورزيدند وجهان آخرت را تكذيب