منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨
كه اثبات ونفى آن هر دو مشكل است. اگر هود ـ وراى اين تهمتها ـ نقطه ضعف اخلاقى واجتماعى داشت، حتماً آن را مطرح مى كردند، ولى هر چه گشتند جز اين سه تهمت بى اساس، به چيزى دست نيافتند.
ب: اعتراضها
١ـ او يك بشر است:(ما هذا إلاّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأكُلُ مِمّا تَأكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمّا تَشْرَبُونَ * وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إنَّكُمْ إذاً لَخاسِرونَ). (مؤمنون/٣٣ـ٣٤): «اين مرد(هود) بشرى مانند شماست. از آنچه كه مى خوريد ومى نوشيد او نيز مى خورد ومى نوشد . اگر از بشرى مانند خود پيروى كنيد، زيانكاريد.»
اين اعتراض در جاى ديگر چنين منعكس شده است:(قالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنا لأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ). (فصلت/١٤) «گفتند: اگر خداى ما مى خواست، به جاى شما فرشتگانى مى فرستاد. ما رسالت شما را منكريم.»
بشر پيشين پيوسته مى انديشيد كه رسول خدا، بايد از جنس فرشته باشد ولذا پيامبران الهى با اين اعتراض روبرو بودند.[١]
٢ـ بينه ودليلى ندارد:(قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنَا بِبَيِّنَة). (هود/٥٣) «تو براى اثبات دعوت خود گواه ودليلى ندارى.»
٣ـ گاهى اعتراضها حالت لجاجت وعناد، به خود مى گرفت ومى نمود كه آنان اهل منطق نبوده و مى خواهند سيره نياكان خود را بر همه چيز مقدّم بدارند; قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:(قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْوَاعِظينَ * إنْ هذا إلاّ خُلُقُ الأوّلينَ). (شعراء/١٣٦ـ١٣٧)
«گفتند: خواه ما را پند بدهى وخواه پند ندهى، ما گوش به سخن تو نخواهيم
[١] در گذشته دانستيم كه نوح، نيز با اين اعتراض روبرو بود(هود/٢٧).