منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤
مى شود تا نتيجه مطلوب وروشنى به دست آيد.
بنابر اين، قرآن در طرح داستانها، روشهاى گوناگونى را براى خود اتخاذ كرده وهمگى در چارچوب هدايت وعبرت آموزى، مى گنجد. عجيب اينجاست كه تكرار برخى از قصه ها به صورت كلى يا بخشى از آن، از بلاغت وعظمت ادبى آنان نمى كاهد، در حالى كه اين نوع تكرار در سخنان بشرى، از عظمت بيان دوّم مى كاهد، يعنى سخن دوّم فاقد عظمت سخن نخست است.
قرآن در تبيين قصص، در جايگاه يك واعظ يا معلّم دلسوزى قرار گرفته كه در نوبتهاى مختلف، داستان يا بخشى از آن را به عنوان شاهد گفتار خود مى آورد تا هدف او تأمين گردد وچنين تكرارى نه تنها مخلّ بلاغت نيست، بلكه احياناً مؤكّد آن است.
تا اينجا با موضوعات واهداف وويژگيهاى قصص قرآن به گونه اى فشرده آشنا شديم. اكنون نوبت آن رسيده است كه سرگذشت نخستين آدمى را كه بر اين كره خاكى گام نهاده وبه عنوان «ابوالبشر»، معروف شده بررسى كنيم.
در اينجا بر خود لازم مى دانم از همكارى و كمكهاى بى دريغ حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاى شيخ على ربانى گلپايگانى در تدوين مجموع قصص انبيا تشكر و سپاسگزارى نموده و از خداوند متعال براى ايشان توفيق و كاميابى بيشتر خواهانم.
قم ـ مؤسّسه امام صادق (عليه السلام)
٢٧ رجب ١٤١٣
برابر با ١/١/٧٢