منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٧
باز هم)من آنها را با صداى بلند دعوت كردم.سپس آنان را در آشكار وپنهان به سوى تو خواندم(گروهى را آشكار وگروهى را پنهانى دعوت كردم) ولى در مقابل اين پايدارى، آنها نيز لجاجت مشابهى از خود نشان مى دادند وبه يكديگر سفارش مى كردند:مبادا خدايان خود را ترك كنيد واز عبادت بتهايى به نام«وَدّ» و «سواع» و«يغوث» و «يعوق» و«نسر» دست برداريد.
(وَقَالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلاسُواعاً وَلا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً). (نوح/٢٣)
اينها بتهاى پنچگانه قوم نوح بودند، ولى بعداً به عللى كه روشن نيست، اسامى آنها به جامعه عرب منتقل شده وهريك از آنها نام بتى از قبايل مشركان عرب گرديد.[١]
قرآن در توصيف عناد ولجاجت قوم نوح، آنان را كوردل (كَانُوا قَوْماً عَمِين) (اعراف/٦٤) گروهى گنه كار (كانُوا قَوْماً فاسِقينَ)(ذاريات/٤٦)،ظالم وطغيانگر (كانُوا هُمْ أظْلَمَ وَ أطْغى) (نجم/٥٢) وخود خواه و متكبر (اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً)(نوح/٧) مى خواند. از اينجا مى توان به ارزش تلاشهاى پيامبران در برابر اين نوع امّتها پى برد.