منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٦
ديگر به حساب او رسيدگى خواهد شد.
او با اينكه پيامهاى الهى را در قالبهاى عاطفى مطرح مى كرد ومى گفت: من «رسول امين»[١] خدا هستم وبراى دعوت خود پاداش از شما نمى طلبم[٢] وخود را خير خواه[٣] معرفى مى كرد; قوم او در برابر سخنان وى سخت ترين مقاومتها را از خود نشان مى دادند وآن چنان سرسختى مى كردند كه حتى راضى نمى شدند كه آهنگ او به گوش آنان برسد وهرگاه او آغاز به سخن مى كرد، انگشتان را در گوشها نهاده وجامه ها را به سر مى كشيدند، تا كمترين موجى به پرده گوش آنان نرسد واين نشانه بزرگترين عناد ولجاج آنان بود.
قرآن در اين باره فرموده است: (قالَ رَبِّ إنّى دَعَوْتُ قَومى لَيْلاً وَنَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائى إلاّ فِرَاراً * وإنّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أصابِعَهُمْ فِى آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشُوا ثِيابَهُمْ وَ أصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً). (نوح/٥ـ٧) «نوح گفت:پروردگارا! من قوم خود را شب وروز به سوى تو دعوت كردم، ولى دعوت من جز گريز آنان نتيجه اى نداشت. من هر موقع آنان را دعوت مى كردم(كه ايمان بياورند) تا اينكه گناهان آنان را ببخشى، انگشتان خود را در گوشها نهاده وجامه هايشان را بر سر افكنده وسرسختانه كبر مىورزيدند.»
ادامه پايدارى در دعوت
قرآن مدّت دعوت ورسالت او را نهصد وپنجاه سال (٩٥٠) معرفى كرده واو در اين مدت با پشتكار عجيبى به دعوت آنان اهتمام ورزيده وكوچكترين سستى از خود نشان نمى داد واين واقعيت در آيه زير منعكس است: (ثُمَّ إنّى دَعَوْتُهُمْ جِهاراً * ثُمَّ إنّى أعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إسْراراً). (نوح/٨ـ٩) پس (از آن همه لجاجت قوم،
[١] سوره شعراء/١٠٧.
[٢] شعراء/١٠٩، هود/٢٩.
[٣] اعراف/٦٢.