منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٥
كَيْفَ خَلَقَ اللّهُ سَبْعَ سَموات طِبَاقاً * وَجعَلَ القَمَرَ فيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً * وَاللّهُ أَنْبتَكُمْ مِنَ الأرْضِ نَباتاً * ثُمَّ يُعيدُكُمْ فيها وَ يُخْرِجُكُمْ إخْرَاجاً* واللّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ بِسَاطاً * لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجَاجاً). (نوح/١٣ـ٢٠)
«چرا براى خدا عظمت قائل نيستيد؟ در حالى كه شما را، گوناگون آفريده است.ونمى بينيد (نمى دانيد)چگونه خدا هفت آسمان را بر روى هم آفريده، وماه را در ميان آنها مايه روشنى، وخورشيد را چراغ فروزانى قرار داده است. خداوند شما را از زمين مانند گياهى رويانيد. سپس شما را به زمين باز گردانيد وبار ديگر خارج مى سازد. خداوند زمين را براى شما مانند فرش گسترانيد; تا از راههاى وسيع ودرّه هاى آن عبور كنيد.»
قوم نوح چنانكه از آيات بعدى به روشنى استفاده مى شود، بت پرست بودند. به جاى اينكه خداى آفريننده جهان را بپرستند، موجودات ناچيز وضعيف را مى پرستيدند.راه هدايت آنان اين بود كه او، از جلال وجمال خدا سخن بگويد ونعمتهاى او را متذكر گردد تا در سايه آن، انديشه آنان از جهان پست به موجود بالا وبرتر متوجه گردد ودر اين ميان از مظاهر قدرت، آسمانهاى هفتگانه، خورشيد وماه را برگزيده وپيرامون آنها سخن مى گويد، تا بنگرند ودقت كنند كه آيا آفريدگار اين نظام با عظمت شايسته پرستش است، يا بتهاى بى جان وبى روح؟ آنگاه نعمتهاى فراوان زمين را مطرح مى كند كه ريشه وجود انسان را تشكيل مى دهند و اينكه زمين را به گونه اى آفريده است كه بشر از راهها ودرّه هاى ميان آن بگذرد وآن را در نوردد، آيا چنين منعمى شايسته پرستش است يا بتهاى بى روح؟! نكته قابل توجّه اين است كه در اين آيات، نوح از خورشيد به نام چراغ واز ماه به نام نور(پرتو) تعبير مى آورد وعلّت آن نور خورشيد است كه از خود اوست واز درون آن مى جوشد، امّا نور ماه پرتوى از خورشيد است ودر ميان سخنان خود به معاد انسان نيز اشاره مى كند، تا روشن سازد كه آفرينش او لغو وبيهوده نبوده و او از مسئوليت خاصى برخوردار است كه در سراى