منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
ترجمه آيات
١ـ من به آنان گفتم از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است. تا اينكه بارانهاى پى در پى، براى شما فرو فرستد وشما را با اموال و فرزندان، يارى كند وباغها ونهرهاى جارى در اختيار شما بگذارد.چرا براى خدا عظمت قائل نيستيد؟ در حالى كه شما را، گوناگون آفريده است ونمى بينيد (نمى دانيد) چگونه خدا هفت آسمان را بر روى هم آفريده وماه را در ميان آنها مايه روشنى، وخورشيد را چراغ فروزانى قرار داده است. خداوند شما را از زمين مانند گياهى رويانيد. سپس شما را به زمين باز گردانيد وبار ديگر خارج مى سازد. خداوند زمين را براى شما، مانند فرش گسترانيد; تا از راههاى وسيع ودرّه هاى آن عبور كنيد.
٢ـ نوح گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب وروز، به سوى تو دعوت كردم، ولى دعوت من جز گريز آنان نتيجه اى نداشت. من هر موقع آنان را دعوت مى كردم(كه ايمان بياورند) تا اينكه گناه آنان را ببخشى، انگشتان خود را در گوشها نهاده وجامه هايشان را بر سر افكنده وسرسختانه كبر مىورزيدند.پس(از آن همه لجاجت قوم، بازهم) من آنها را با صداى بلند دعوت كردم. سپس آنان را در آشكار وپنهان به سوى تو خواندم(گروهى را آشكار وگروهى را پنهانى دعوت كردم).
٣ـ گفتند:اى نوح با ما به مناظره برخاستى وزياد به احتجاج پرداختى، اگر از راستگويان هستى، عذابى را كه وعده مى كردى بياور. نوح در پاسخ گفت: عذاب خدا هر موقع بخواهد فرود مى آورد وشما نمى توانيد او را ناتوان سازيد، نصيحت وپند آنگاه كه خدا بخواهد شما را گمراه كند، سود نمى بخشد. او پروردگار شماست وبه سوى او باز مى گرديد.
٤ـ گفتند:اى نوح اگر از گفته هاى خود، خوددارى نكنى،از سنگسار شدگان مى شوى.