منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠
مى گويد از پدرانمان نشنيده ايم، اين شخص جز مردى ديوانه نيست.
٤ـ مخالفان از قوم نوح به او گفتند: آيا به تو ايمان آوريم وحال آنكه پيروان تو افرادى تهى دست وگمنام مى باشند؟
٥ـ گفتند: اى نوح اگر از دعوت خود دست برندارى، تو را سنگسار مى كنيم.
٦ـ بنده ما را تكذيب كردند وگفتند ديوانه وآسيب ديده است.
مجموع گفتگوهاى قوم نوح را مى توان به دو بخش تقسيم كرد:
١ـ اتهامها
٢ـ اعتراضها
كليه تهمتهاى چهارگانه، كه متوجه نوح ساخته اند، همگى حاكى از پيراستگى او از نقاط ضعف اجتماعى واخلاقى است.اگر او نقطه ضعف اخلاقى واجتماعى داشت، حتماً آن را به رخ او مى كشيدند، امّا برگهاى زندگانى او، به قدرى پاك بود كه نتوانستند او را به اين نوع از تهمتها متهم سازند; ناچار شدند سراغ يك رشته اتهاماتى بروند كه هيچ مصلحى در جهان از آن بى نصيب نيست; تهمتهايى كه اثبات ونفى آن، هر دو، مشكل است.
الف ـ اتهامها
نخستين پيامبر صاحب شريعت را به امور ياد شده در زير، متهم نمودند:
١ـ اتهام به جنون:(فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ). (قمر/٩)
«بنده ما را تكذيب كردند وگفتند ديوانه است وآسيب ديده است.»
درجاى ديگر آمده است:(إنّ هُوَ إلاّ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّى حين). (مؤمنون/٢٥)
«اشراف قوم او گفتند: او مردى ديوانه است صبر كنيد تا عمرش سر آيد.»
اين تهمت اختصاص به نوح ندارد، زيرا تهمت به جنون وسحر دامنگير غالب