منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
از آن نيست. قربانى در لغت عرب به هر چيزى كه انسان با آن به درگاه خداوند تقرّب جويد ونزديك شود، گفته مى شود. ولى در روايات وكتابهاى، به اصطلاح آسمانى، به معناى حيوان وگندم تفسير شده است.
خدا قربانى يكى از آنان را پذيرفت وقربانى ديگرى مردود شد:(فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَر) اينكه چگونه آن دو برادر، از پذيرفته شدن وپذيرفته نشدن آن آگاه شدند، در قرآن به آن اشاره اى نشده است، ولى در كتابهاى قصص انبيا آمده است كه هرگاه، آتشى مى آمد وقربانى را مى سوزاند، نشانه قبولى آن بود ودر مورد قربانى اين دو برادر نيز آتشى آمد وفقط قربانى يكى را، سوزاند. وجود چنين رسم وشيوه اى در ميان بنى اسرائيل اين موضوع را تأييد مى كند،چنانكه مى فرمايد: (الَّذِينَ قَالُوا إِنّ اللّهَ عَهِدَ إلَيْنا أَلاّ نُؤْمِنَ لِرَسُول حَتّى يَأْتِيَنا بِقُرْبان تَأْكُلُهُ النّارُ...) (آل عمران/١٨٣). «آنان (اهل كتاب) گفتند:خدا با ما پيمان بسته است كه به پيامبرى ايمان نياوريم، مگر آنكه يك قربانى را به ما عرضه كند، كه آتش آن را بسوزاند....» قرآن نيز اين سخن را ردّ نمى كند، بلكه از طريق ديگرى به آنان پاسخ مى دهد وبه پيامبر دستور مى دهد كه بگويد:پيش از من پيامبرانى با دلايلى و نشانه اى كه شما گفتيد آمدند، پس چرا به جاى گروش به آنان ـ اگر راست مى گويند ـ آنها را كشتيد.(قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلى بِالبَيِّناتِ وَبِالّذى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إنْ كُنْتُمْ صادِقينَ).(آل عمران/١٨٣)
در اين هنگام برادرى كه قربانى او پذيرفته نشده بود، از روى حسد، برادر ديگر را تهديد به قتل كرد وگفت:(لأقْتُلَنَّكَ) امّا آن برادر متقى وپرهيزگار، براى هدايت برادر خود به سه موضوع اشاره كرد كه قرآن هر سه را متذكر شده است.
١ـ(إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقينَ):«خداوند كار نيك را تنها از پرهيزكاران مى پذيرد.» يعنى اگر عمل تو پذيرفته نشده وآتش خشم را در درون تو شعلهور ساخته، ارتباطى به من ندارد; بايد علّت آن را در خود وزندگى خويش