منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
ديگر، اين نوع سرگذشتها را مايه يادآورى مى داند، چنان كه مى فرمايد:(وذكرى لِلْمُؤمِنينَ). (هود/١٢٠)
اين نوع دروس ومايه هاى عبرت، در تبيين زندگى مستكبرانى به دست مى آيد كه فريب زرق وبرق دنيا را خورده وگستاخى را به حدّى رسانده بودند كه ادّعاى خدايى مى كردند. در باره اين گروه وامثال آنهاست كه قرآن به پيامبر دستور مى دهد داستانشان را براى مردم بازگو كند تا آنان بينديشند، چنان كه مى فرمايد:(فاقْصُصِ القَصَصَ لعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرون)(اعراف/١٧٦)«سرگذشتها را بازگو كن تا آنان بينديشندوعبرت بگيرند» اگر داستانهاى ساخته وپرداخته دست بشرى به قوه خيال نيرو مى بخشند، قرآن از آن طريق انديشه انسان را تقويت مى كند.
ب: وحدت هدف در دعوت پيامبران
آيات قرآن گواهى مى دهد كه تمام پيامبران، براى هدف واحدى برانگيخته شده اند، چون از يك منبع الهام مى گيرند، چنان كه مى فرمايد:(وَلَقَدْ بَعَثْنا فِى كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أنِ اعْبُدُوا للّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطاغُوتَ)(نحل/٣٦) «در ميان هر جمعى، پيامبرى برانگيختيم كهاى مردم خدا را بپرستيد واز پرستش طاغوت بپرهيزيد.»
قرآن در اثبات اين سخن، زندگانى پيامبران را مطرح مى كند و روشن مى سازد كه همگى در هدف وروش، وحدت نظر داشته وانسجام كاملى، بر تبليغ آنان حاكم بوده است. مراجعه به سرگذشت و مبارزات شيخ الأنبيا نوح ومقايسه آن با زندگى سراپا انقلابى حضرت موسى ومسيح، يكسان بودن هدف وانسجام در دعوت را كاملاً ثابت مى كند واين يكى از نتايج نامرئى داستانهاى قرآن است وروشن مى شود كه بر همگى يك روح حكومت كرده ويك انديشه سايه افكنده است وهيچ گونه تضادى در منطق ودوگانگى در دعوت نداشته اند. به خاطر همين است كه بايد به همه آنان ايمان آورد ودر ميان آنان فرقى نگذاشت، چنان كه مى فرمايد:(لا نُفَرِّقُ