روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤٦ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
خراجند به جهت آنكه مردم همگى عيالند بر خراج و اهل خراج.»
«و ليكن نظرك في عمارة الأرض أبلغ من نظرك في استجلاب الخراج، [لأنّ ذلك لا يدرك بالعمارة؛][١] و من طلب الخراج بغير عمارة أخرب البلاد، و أهلك العباد، و لم يستقم أمره إلّا قليلا. فإن شكوا ثقلا أو علّة، أو انقطاع شرب أو بالّة، أو إحالة أرض اغتمرها غرق أو أجحف بها عطش، خفّفت عنهم بما ترجو [٢١١ ب] أن يصلح به أمرهم؛ و لا يثقلنّ عليك شيء خفّفت به المؤونة عنهم، فإنّه ذخر يعودون به عليك في عمارة بلادك، و تزيين ولايتك، مع استجلابك حسن ثنائهم، و تبجّحك باستفاضة العدل فيهم، معتمدا فضل قوّتك[٢]، بما ذخرت عندهم من إجمامك لهم، و الثّقة منهم بما عوّدتهم من عدلك فيهم[٣] و رفقك بهم، فربّما حدث من الأمور ما إذا عوّلت فيه عليهم من بعد احتملوه طيّبة أنفسهم به؛ فإنّ العمران محتمل ما حمّلته، و إنّما يؤتى خراب الأرض من إعواز أهلها، و إنّما يعوز أهلها لإشراف أنفس الولاة على الجمع و سوء ظنّهم بالبقاء، و قلّة انتفاعهم بالعبر.»
«و بايد كه بوده باشد نظر تو در معمور ساختن ارض و زمين را به حليه آبادانى در آوردن بالغتر و رساتر از نظر تو در جلب كردن و گرفتن خراج- يعنى، اهتمام تو در تعمير، بيش از اهتمام تو در گرفتن خراج باشد- جهت آنكه تحصيل خراج دريافته نمىشود، الّا به عمارت زمين. و هركه طلب خراج كند بىعمارت زمين و آبادانى ساختن محالّ، بتحقيق كه خراب كرده بلاد را و هلاك ساخته بندگان خداى را. و مستقيم نمىشود كار او، الّا اندكى در آن بلاد خراب؛ چه هرگاه معمور نشود و خراج گرفته شود، خرابى در ازدياد خواهد بود تا كار به جايى رسد كه معاش خراجگزاران و خراجگيرندگان مختلّ شود، بلكه به قوت خود درمانند. پس، اگر شكايت كنند رعايا ثقلى و گرانبارى يا بريده شدن و انقطاع آبى از ايشان به خرابى سدّى يا انباشته شدن نهرى يا انقطاعتريى كه به آن زمين ايشان تر مىشود يا تغيير زمين ايشان از قابليت زرع كه غرق كرده آن زمين را آب و فروگرفته باشد مانند سيلى يا طغيان آب نهرى- چنانكه در بسيارى از اراضى عراق
[١] - از ديگر نسخ اضافه گرديد. نويسنده اين بخش از متن عربى را نياورده، ولى ترجمه آن را ذكر كرده است.
[٢] - ديگر نسخ:« قوّتهم.».
[٣] - ديگر نسخ:« عليهم».