روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤٨ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
«ثمّ انظر في حال كتّابك. فولّ على أمورك خيرهم، و اخصص رسائلك الّتي تدخل فيها مكائدك و أسرارك بأجمعهم لوجود[١] صالح الأخلاق ممّن لا تبطره الكرامة، فيجترىء بها عليك في خلاف لك بحضرة ملإ، و لا تقصر به الغفلة عن إيراد مكاتبات عمّالك عليك، و إصدار جواباتها على الصّواب عنك، و[٢] فيما يأخذ لك و يعطي منك، و لا يضعف عقدا اعتقده لك، و لا يعجز عن إطلاق ما عقد عليك، و لا يجهل مبلغ قدر نفسه في الأمور، فإنّ الجاهل بقدر نفسه يكون بقدر غيره أجهل.»
پس از آن، نظر كن در حال كاتبان و منشيان خود. پس، متولّى ساز بر امور خودت كه تعلّق به كاتب دارد بهتر ايشان را در استحقاق اين كار، و مخصوص گردان رسايل و مكاتيب خود را كه در آنجا داخل مىسازى مكايد و اسرار خود را، از مخفيات و خدعهها كه در حروب و امثال آن لازم است، به كسى كه جامعترين ايشان باشد وجود اخلاق نيكو را- چون عقل و علم و عفّت و شجاعت- آن كسى كه شادى و فرح او را از حدّ نگذراند كرامت و عزّت، پس باعث دليرى او شود بر تو در مخالفت كردن سخن تو در حضور گروهى اكابر. و غفلت او را مقصّر نسازد از آوردن نامهاى عاملان نزد تو، و بازگردانيدن جوابهاى آن بر نهج صواب از جانب تو به ايشان. و قاصر نسازد او را غفلت كه از قلّت دانش يا لهو و بىپروايى مىباشد در هرچه از جهت تو مىگيرد و هرچه از جانب تو مىدهد از عهود و مواثيق با دشمنان و امثال آن. و ضعيف نكند عقد و عهدى را كه از جهت تو ببندد- يعنى، هرگاه از جهت تو با خصمان شرط و عهدى قرار دهد، آن را سست و ضعيف سازد، بلكه محكم و استوار سازد. و عاجز نباشد از باز كردن عهدى كه آن را بسته باشد بر تو- يعنى، اگر بر تو عهد و شرطى از جهت خصمان قرار دهد، نحوى ننويسد كه كار بر تو تنگ باشد و تو را راهى به گشودن و حلّ آن نباشد و راه بدر شدن به دست نتوان آورد. و جاهل نباشد به قدر نفس خودش- يعنى، حدّ و مرتبه خود را داند و از آن تعدّى و تجاوز ننمايد- به درستى كه جاهل به قدر نفس خود به قدر غير خود نادانتر است و در كاتب لازم است كه او را معرفت به مقادير هركس حاصل باشد.»
[١] - در ديگر نسخ« لوجوه» آمده است.
[٢] - در چاپ صبحى صالح« و» نيامده است.