روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٨١ - فصل اول در امر معروف و نهى منكر
طريقه امر معروف و نهى منكر تأسّى به پادشاه خواهند نمود و طريقه حق و شرع و دين در ميان خلق رواج تمام خواهد يافت و بنابر آنكه ارتباط امر به معروف و نهى از منكر به ملوك و سلاطين و اصحاب تسلّط و اقتدار اشدّ و اقوى است حضرت صادق ٧ فرموده كه، «انّما هو على القوى المطاع العالم بالمعروف من المنكر لا على الضعفة الذين لا يهتدون سبيلا.»[١] يعنى: «امر به معروف و نهى از منكر نيست، الّا بر شخص صاحب قوّت مطاع دانا به معروف از منكر، نه بر ضعيفانى كه راه به جايى نمىبرند.»
و ببايد دانست كه امر به معروف و نهى از منكر پادشاهان را از چند وجه مناسب است:
وجه اوّل، قول. و آنچنان است كه به قول امر به افعال خير مىنموده باشند و از امور بد بازمىداشته باشند و اگر از كسى منكرى ببينند، خصوصا از خواصّ و نزديكان و مقرّبان و نوكران و عمّال ديوان كمال رنجش و وحشت تمام اظهار نمايند و در انكار آن مبالغه تمام كنند، بلكه يك يا چند طريقه بىالتفاتى و هجرت و امثال آن مسلوك دارند تا آن شخص را تنبّه تمام حاصل شود و ديگران نيز متنبّه شوند و از افعال ذميمه متقاعد گردند. و اگر منكر ظلمى باشد، در ايصال حق به مظلوم و دادرسى او تغافل نورزند و تأديب و تنبيهى كه مناسب اندازه ظلم و خصوصيّت آن به حسب كميّت و كيفيّت معتبر باشد به عمل آورند تا قواعد مضبوط باشد و كسى از منهج استقامت قدم بيرون ننهد و از حدود شرع و عقل تجاوز نورزد؛ ليكن شرط است كه تا حقيقت روشن نشود و واضح نگردد، ملك در مقام سياست و تأديب درنيايد و به مجرّد گمانها و قرينهها عمل ننمايد و سخن كسان قبل از استكشاف تمام معمول نسازد، چه خدعه و تلبيس و دروغ و افترا در عالم بسيار است و در سه كار پادشاهان از مخصوصان و مربوطان و كسانى كه راه سخن به ملوك دارند و با ديگران عداوت مىورزند و مصلحتها منظور مىدارند تزوير و تلبيس و دروغ بسيار مىباشد و گمانها و ظنّهاى بسيار مىشود كه دروغ مىباشد و اصلى ندارد.
خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ[٢] يعنى: «اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر
[١] - مجمع الفائدة، ج ٥، ص ٥٣٧.
[٢] - حجرات: ٦.