روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٩ - فصل اول در امر معروف و نهى منكر
و خمر پيش نهاده. گفت: «اى دشمن خدا! گمان كردى كه خداى عز و جلّ تو را رسوا نكند؟» گفت: «اى عمر! شتاب مكن كه اگر من يك گناه كردم، تو سه گناه كردى.» گفت:
«چگونه؟» گفت: «خداى عز و جلّ فرموده: وَ لا تَجَسَّسُوا.[١] يعنى: تجسّس مكنيد. و تو تجسّس كردى. و فرموده كه، وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها[٢]. يعنى: به خانهها رويد از درهاى آن خانهها. و تو از ديوار آمدى. و فرموده: لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا[٣]. يعنى: داخل خانههاى غير خانه خود مشويد تا آنكه طلب رخصت كنيد. و تو بىاجازت درآمدى.» عمر گفت: «راست گفتى. اگر تو را عفو كنم، از اين گناه توبه مىكنى؟» گفت: «بلى.» عمر متعرّض او نشد.
در بعضى مؤلفات بعضى علما مذكور است كه وقتى شخصى نزد حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله آمد و گفت: «مردى با زن [ى][٤] اجنبي [ه] در خانه مشغول به فعل قبيح يافتهايم و در آن خانه را قفل كردهايم، تا چه فرماييد. كسى بفرستيد تا به حقيقت حال رسد.» عمر گفت: «من بروم.» حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «كار تو نيست.» ابو بكر و بعضى ديگر از صحابه نيز چنين گفتند و چنين جواب شنيدند. حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- گفت: «من بروم.» حضرت فرمود: «برو كه اين كار تو است.» حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- به آن خانه رفته، قفل در را بگشود. چشم مبارك برهم نهاده، داخل آن خانه شد. چشم برهم در آن خانه بگرديد. آن مرد و زن چون حال چنان ديدند، بگريختند.
حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله آمد و گفت: «نزد آن خانه رفتم و قفل گشودم و داخل خانه شدم و در آن خانه كسى را نديدم.» حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله سجده شكر بهجا آورد و فرمود: «حمد و شكر مر خدايى را كه اعتقاد مرا در حق تو درست گردانيد.» و حضرت امير المؤمنين را به كمال فتوّت و جوانمردى توصيف نمود.
شرط دوم از شرايط امر معروف و نهى منكر تأثير است. و بعضى از علما، ظن تأثير را
[١] - حجرات: ١٢.
[٢] - بقره: ١٨٩.
[٣] - نور: ٢٧.
[٤] - از مر افزوده شد.