روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٨٠ - فصل اول در امر معروف و نهى منكر
معتبر دانستهاند، و بعضى احتمال تأثير را كافى دانستهاند.
شرط سوم، اصرار مأمور و منهى است بر آن فعلى كه باعث امر و نهى است. پس، هرگاه بر آن فعل اصرار ننمايد و امارت ندامت و پشيمانى لايح[١] باشد، متعرّض او نبايد شد.
شرط چهارم آن است كه امر به معروف و نهى از منكر باعث مفسده جهت آمر و ناهى نباشد. پس، اگر باعث ضررى بر نفس او يا مال او يا عرض او يا ديگرى از مسلمانان باشد، واجب نخواهد بود و حفظ مال خود در آن صورت لازم خواهد بود. و امر معروف و نهى منكر بدل مطلقا واجب است و موقوف بر شرايط مذكوره نيست و [در][٢] امر معروف و نهى منكر ترتيب ملحوظ بايد داشت. اوّل، اظهار كراهت. پس، به زبان منع كردن از بد و امر كردن به نيك. و اگر مفيد نيفتد، به نفرت و هجرت و دورى و خشونت قولى و فعلى. و اگر مفيد نيفتد، به قهر و ضرب و تأديب و امثال آن. و تا غرض به نحو اسهل حاصل شود، تعدى به نحو اشدّ نبايد نمود.
و ببايد دانست كه لزوم امر معروف و نهى منكر بر ملوك و سلاطين بيشتر است از چند جهت: يكى آنكه اقتدار و تسلّط ايشان از همهكس بيشتر است. پيداست كه قول و فعل مردمان ضعيف كماقتدار چقدر تأثير خواهد كرد، به خلاف پادشاهان كه آثار توجّه و اهتمام ايشان از همه زياد است و نسبت به همه بلاد و عباد عموم دارد. و اگر در امر معروف و نهى منكر حاجت به ضرب و تأديب و سياست افتد، اقتدار كلّى ايشان را حاصل است. ديگر آنكه سخنان پادشاهان مطاع و متبع تمام عالم است. هر سخن كه ايشان بگويند، همهكس [١٢٣ آ] درمىپذيرند و اطاعت آن بر خود لازم و متحتم مىدانند. ديگر آنكه هرچيز كه ديگران را به تعب و مشقّت و سعى بسيار حاصل مىشود ملوك را به محض توجّه و خواهش حاصل مىشود. پس، امر مذكور نيز لامحاله بر ايشان آسانتر خواهد بود و هرگاه آسانتر باشد، لزوم آن اقوى خواهد بود. ديگر آنكه مردم همه بر دين و طريقه و مسلك پادشاهند؛ هرگاه پادشاه مايل به صلاح باشد و امر به معروف و نهى از منكر مىنموده باشد، مردمان همه مايل به صلاح خواهند شد و در
[١] - آشكار.
[٢] - از مر اضافه گرديد.