روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٠٧ - فصل پنجم در فضيلت حسنخلق
مخاطرها[١] و شوق تسلّط و غلبه و بلندى و مزيد جاه و اعتبار بود.[٢] و هريك از اين قوّتها را افراطى بود؛ يعنى، زيادتى از اندازهاى كه مقتضاى عقل و شرع است. و تفريطى بود؛ يعنى، كمتر بودن از آنچه عقل و شرع تقاضاى آن مىكند. [٧٨ آ] و ردائتى باشد؛ يعنى، بدى. و آنچنان باشد كه آن قوّت بر نحو بد استعمال شود. مثلا افراط قوّت شهوانى در اكل آن است كه زياده و بيشتر از آن حدّى كه عقل و شرع تحديد كرده استعمال شود، و تفريط آنكه غذايى متوسّط كه حافظ صحّت مزاج و استقامت قوا باشد استعمال ننمايد، و ردايت آنكه استعمال غذاهاى غير معقول و غير مشروع نمايد، چون استعمال خباثت و نجاسات و محرّمات و امثال آن. و هريك از اين قوّتها را اعتدالى بود و آن خلوص آن قوّت بود از مرتبه افراط و تفريط و ردايت، و آن مرتبه توسّط و اقتصاد باشد و آن به آن حاصل شود كه استعمال آن قوّت بر وجهى باشد كه منافى آداب و قوانين عقلى و شرعى نبوده باشد.
|
كناره گرد خطرهاى بيكران دارد |
ميانهرو ز دو جانب نگاهبان دارد |
|
\*\*\*
|
گشته است در ميانهروى عمر ما تمام |
ما از پل صراط همينجا گذشتهايم |
|
و همانا كه صراط مستقيم عبارت از اين مرتبه توسط است كه بنده را بر سبيل استقامت مىكشاند به بهشت حقيقى. و استعمال قوت را بر منهج اعتدال و توسّط فضيلت خوانند و اجناس فضايل چهار است:
اوّل، حكمت؛ و آن از اعتدال قوت لطفى حاصل شود. دوّم، عفّت؛ و آن از اعتدال قوّت شهوانى حاصل شود. سوم، شجاعت؛ و آن از اعتدال قوّت غضبى حاصل شود.
چهارم، عدالت؛ و آن از موافقت و مناسبت و مسالمت قوا با يكديگر حاصل شود. و
[١] -« مخاطر» جمع است و مفرد آن كاربرد ندارد و مترادف« خطر» است. به كار بردن جمع عربى با علايم جمع فارسى در آن دوره معمول بوده است. چون در رسم الخطّ متداول در عصر نويسنده، هاء غير ملفوظ نوشته نمىشده مىتواند مخاطرهها نيز خوانده شود.
[٢] - اين تقسيمبندى برگرفته از اخلاق ناصرى است. نك: ص ١٠٨.