روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٤٤ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
مىكردند در آن به هوى و ميل نفس، نه به حقّانيت، و طلب مىكردند به آن دنيا را، نه آخرت و رضاى الهى.»
«ثمّ انظر في أمور عمّالك فاستعملهم اختبارا، و لا تولّهم محاباة و أثرة، فإنّهما جماع من شعب الجور و الخيانة. و توخّ منهم أهل التّجربة و الحياء، من أهل البيوتات الصّالحة، و القدم في الإسلام المتقدّمة، فإنّهم أكرم أخلاقا، و أصحّ أعراضا، و أقلّ في المطامع إشراقا، و أبلغ في عواقب الأمور نظرا.»
«پس از آن، نظر كن در عمّالى كه قرار مىدهى در كارها. پس، ايشان را استعمال كن از روى آزمايش، و ايشان را والى مساز از روى محابات و دوستى و برگزيدن بىآنكه به حقيقت [٢١١ آ] استحقاق و قابليت و استعداد ايشان برسى و خشنودى مردم را از ايشان بدانى. پس، به درستى كه محابات دايره گردآورندهاى است شاخههاى ظلم و خيانت را- چه حاكم امين است كه مصلحت عباد اللّه را مرعى دارد؛ هرگاه تعيين عاملان نه از روى حجّت كند و در آن خواهش خود را دخل دهد، ظالم و خائن خواهد بود- و طلب كن از ايشان از جهت ولايت و استعمال در اعمال اهل تجربه در كارها و صاحبان حيا كه از ظلم و ناراستى شرم كنند، و اهل خاندانهاى شايسته كه اهل دودمان[١] ايشان به اخلاق و سير حميده معروف باشند، و ثبوت و رسوخ قدم متقدّم در اسلام داشته باشند.
پس، به درستى كه ايشان گراميترند به حسب خلقها، و درستترند به حسب اعراض، و طمع ايشان كمتر است، و در عاقبت كارها بالغ نظرترند.»
«ثمّ أسبغ عليهم الأرزاق، فإنّ ذلك قوّة لهم على استصلاح أنفسهم، و غنى لهم عن تناول ما تحت أيديهم، و حجّة عليهم اذا[٢] خالفوا أمرك أو ثلموا أمانتك. ثمّ تفقّد أعمالهم، و ابعث العيون من أهل الصّدق و الوفاء عليهم، فإنّ تعاهدك في السّرّ لأمورهم حدوة لهم على استعمال الأمانة، و الرّفق بالرّعيّة.»
«پس از آن، تمام كن بر ايشان ارزاق و معونات را. به درستى كه آن باعث توانايى
[١] - در مر به« اهل و دودمان» تغيير يافته است.
[٢] - چاپ صبحى صالح:« ان».