روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٧ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
ايشان سخن گوش مكن كه ضرر ايشان بيش از منفعت ايشان است. و هيچ [چيز][١] زودتر از بخل فاسد نمىسازد چيزهايى را كه پيش آيد از امر رعيّت. و بدان كه هرگاه حريص باشى، بسيار خواهى گرفت و كم خواهى داد و هرگاه چنين باشى، مستقيم نمىشود امور تو، الّا اندكى. چه محبّت تو در دل رعيّت وقتى منعقد مىشود كه خود را از اموال ايشان بازدارى، و جور بر ايشان نكنى. و مودّت دوستانت وقتى صافى مىشود كه بر ايشان افضال كنى و حسن عطيّه نسبت به ايشان بهجاى آورى. پس، از بخل اجتناب و احتراز لازم دان، و بگردان از جهت جميع مسلمانان در خانهات نصيبى و بهرهاى، و يقين داشته باش به آنكه خود بهترين اعمال عباد است. پس، آن را خلق خود ساز. و جور را به حقّ آسان و هموار ساز، و حقّ را كار و مذهب خود گردان، و تفقّد امور سپاهيان كن و به دواوين و نوشتههاى ايشان برس. و ادرار [و][٢] ارزاق و معونات ايشان بكن، و معاش را بر ايشان فراخ ساز، چنانكه به آن خداى عز و جلّ فاقه ايشان را زايل گرداند، و كار ايشان جهت تو و قوى شود، و دلهاى ايشان را در طاعت تو و كار تو خلوص و انشراح زياده گردد. و بس است صاحب سلطنت را از سعادت آنكه بر لشكر و رعيّت خود رحمتى باشد به سبب عدل و حياطت و انصاف و عنايت و شفقت و توسعه. پس، مزايلت[٣] كن از مكروه يك طرف به آنكه به خاطر درآرى فضيلت طرف ديگر را كه ملاقات خواهى كرد و در خواهى يافت ان شاء اللّه تعالى صلاح و فلاح و نجاح.
و بدان كه حكم و قضا از جانب خداى عز و جلّ به مكان و مرتبهاى است كه هيچچيز از امور در آن مرتبه نيست، بنابر آنكه آن مراتبى است كه خداى عز و جلّ قرار داده كه به آن معتدل مىشود احوال مردم در زمين؛ و به اقامت عدل در قضا و عمل به صلاح مىآيد احوال رعيّت، و امن مىشود راهها، و انصاف داده مىشود به مظلوم، و مىگيرند مردمان حقوق خود را، و نيكو مىشود معيشت خلق، و ادا مىشود حق طاعت، و روزى مىگرداند خداى عز و جلّ سلامت و عافيت، [١٩٢ آ] و دين قائم مىگردد، و جارى مىگردد شرايع و سنن ملّت بر مجارى خود.
و در امر خداى شديد و قوى باش و متورّع باش از آلودگى به عيب، و در امضاى
[١] - از مر اضافه گرديد.
[٢] - از مر افزوده شد.
[٣] - به معنى« دورى كردن» است.